
بریدههایی از کتاب سالی که از آسمان افتادیم
۴٫۳
(۴۱)
وقتی یکباره حس میکنید از همهٔ عالم و آدم متنفرید کار دیگری بهجز خوابیدن از دستتان برنمیآید.
میم بانو
گاهی باورم نمیشود میتوانم به آسمان نگاه کنم و این چیزها را ببینم. سیارهها. شهابها. ستارهها. همهٔ آنها واقعاً جادویی هستند.
m
با داشتن تلسکوپی بزرگ، الزاماً ستارهشناسی بزرگ نخواهید شد.
ـ مکس ارنست
امیرحسن
مردم فکر میکنند افسردگی همیشه به یک شکل است؛ یعنی معمولاً به شکل غصه است. بهنظرم کسانی که اطلاعات کافی دربارهٔ افسردگی ندارند فکر میکنند افسردهها تمام مدت راه میروند و گریه میکنند یا به همهچیز بدبین هستند. اما افسردگی را نمیتوان به این راحتی توصیف کرد. برای هرکس متفاوت است. بابا میگوید از درون حس میکند آدم دیگری شده که عجیب است. اما ازآنجاکه دوازده سال است میشناسمش باید بگویم از بیرون هم همینطور بهنظر میرسد
daisy
چون او از این کار خوشش نمیآید، دلیل نمیشود من انجامش ندهم.
یاس
نمیدانم اگر آدمفضاییها بیایند اینجا دربارهٔ آدمها چه فکری خواهند کرد. انسانها عجیبغریباند. بهنظرم ما مشکل داریم. بههرحال، من بیشتر به ستارهها اهمیت میدهم تا آدمها. تا اینجا که آدمها بهجز اینکه موی دماغم شوند، کار دیگری برای من نکردهاند.
Tiana
هر اتفاقی بیفتد جهان به راهش ادامه میدهد و ستارهها همانجایی خواهند بود که سال گذشته بودند.
هیچچیز روی کرهٔ زمین اینطوری نیست.
هیچچیز به این اندازه قابلاعتماد نیست.
هیچچیز دیگر نمیتواند باعث شود مثل ستارهها کوچک باشید یا مثل آنها بزرگ.
ꨄElenaꨄ
افسردگی همیشه به یک شکل است؛ یعنی معمولاً به شکل غصه است. بهنظرم کسانی که اطلاعات کافی دربارهٔ افسردگی ندارند فکر میکنند افسردهها تمام مدت راه میروند و گریه میکنند یا به همهچیز بدبین هستند. اما افسردگی را نمیتوان به این راحتی توصیف کرد. برای هرکس متفاوت است
کتابخانهیبنفش
ستارهٔ قطبی همیشه رو به شمال است. این یکی از چند چیزی است که میتوانم روی آن حساب کنم. هرشب به آسمان میرود و وظیفهاش را انجام میدهد.
اگر آدمها بیشتر شبیه ستارهٔ قطبی بودند، شاید اوضاع تا این حد پیچیده نمیشد.
Tiana
میخواهم روش تماشا کردن ستارهها را در جهان تغییر دهم؛ اگرچه دختر هستم و در دوره و زمانهای زندگی میکنم که مردم به علم و به دخترها و به هرچیز معنادار دیگری میخندند.
امیرحسن
دلم میخواهد از خودم بپرسم چرا فکر میکردم تیفانی را میشناسم، درحالیکه اصلاً نمیشناختمش. اگر دیشب سر شام از من میخواستید داستانی دربارهٔ زمان بچگیاش بنویسم، او را در کلاس ورزشی یا مقابل آینهٔ فروشگاههای بزرگ درحال آزمایش کردن لوازم آرایش مختلف ترسیم میکردم یا میگفتم که احتمالاً رهبر تشویق بوده. یکباره متوجه میشوم چقدر راحت دیگران را قضاوت میکنم.
هیچ فرقی با لیا جونز یا سایر بچههایی ندارم که عادت داشتند مالک را دست بیندازند، آنهم فقط به این دلیل که به آجیل حساسیت دارد. علاوه بر این، مگر رهبر تشویق بودن چه عیبی دارد؟
Zynb
«میخوام بذاری آدمهای دور و برت خودشون با مشکلاتشون کنار بیان. اگه خواهرت غمگینه بذار غمگین باشه و سعی نکن خوشحالش کنی.»
میگویم: «این کار بدجنسیه.»
«اگه همیشه سعی کنی خوشحالش کنی، پس خودش کی میتونه یاد بگیره خوشحال باشه؟»
علی باقری
بعد میزنم زیر گریه، چون حمام جای امنی برای گریه کردن است و دلیلش هم این است که همهچیز در حمام خیس است و کلی هم وقت دارم
sara.hl
سیارهٔ آدمهای بینقص وجود ندارد.
Tiana
استثناها خیلیخیلی از قواعد جالبترند.
a.
خیلی خوبه یکی رو پیدا کنی که بتونی دستش رو بگیری و بهش اعتماد کنی
sara.hl
«احتمالاً احساس گناه قویترین احساس دنیاست. باعث میشه آدمها حسابی قاتی کنن.»
sara.hl
نمیدانم اگر آدمفضاییها بیایند اینجا دربارهٔ آدمها چه فکری خواهند کرد. انسانها عجیبغریباند. بهنظرم ما مشکل داریم. بههرحال، من بیشتر به ستارهها اهمیت میدهم تا آدمها. تا اینجا که آدمها بهجز اینکه موی دماغم شوند، کار دیگری برای من نکردهاند.
روناک
فکر میکردم فقط آدمهای غیرمعقول میروند پیش روانشناس؛ مثل همان شخصیتهای کارتونی که در دیویدی میدیدیم. اما معلوم است که خیلیها احتیاج دارند به مطب روانشناس بروند؛ آنهم فقط به این دلیل که در بعضی موارد نیاز به راهنمایی دارند.
روناک
اگر به ستارهها و صورتهای فلکی علاقهمندید و هنوز موفق نشدهاید برنامهٔ استلاریوم را دانلود کنید همین الان این کار را بکنید! این برنامه رایگان است و بهعلاوه، دیدن ستارهها و سیارهها و چیزهای جالب توجه دیگر در آسمان به شکل زنده بسیار هیجانانگیز است.
https://stellarium.org/
بوک تاب
سختم. سردم. پر از لکههای فلزیام. از خودم سنگینترم. شهابسنگم و دلم میخواهد به خانه برگردم؛ به فضا.
Tiana
در آینه به خودم نگاه میکنم شبیه خودم هستم، اما دلم میخواست شبیه کس دیگری بودم. دلم میخواست کس دیگری بودم. دلم میخواست میدانستم موش کور دماغستارهای چیست. دلم میخواست میدانستم چرا توستر را پرت کردم. دلم میخواست خانواده نداشتم. دلم میخواست شهابسنگ بودم.
سنگها فرق بین منصفانه و غیرمنصفانه را نمیدانند.
سنگها به مادر و پدر نیاز ندارند. یا به خواهر.
سنگها را نمیشود از کلاس ششم طرد کرد.
هیچکس دلش نمیخواهد زنگ تفریح با یک سنگ ازدواج کند.
میم بانو
ترجیح میدهم شهابی باشکوه باشم و تکتک ذرات وجودم با جلوهای بیکران بدرخشد، تا اینکه سیارهای باشم بیتحرک و ثابت.
وامبت بدعنق!
نمیتواند حقیقت داشته باشد. نمیشود که همینطوری از آسمان چیزی به زمین بیفتد.
اما گاهی هم میشود.
البته اینجا نمیشود.
شاید هم بشود. نمیدانم.
کاربر ۳۴۶۴۳۷۹
من لیبرتی جوهانسن هستم؛ دختری که طرز نگاه کردن مردم دنیا به آسمان را متحول خواهد کرد. هرکس دلش بخواهد میتواند هر شب شکل گرفتن داستان زندگیاش را در آسمان بالای سرش ببیند.
به آنها خواهم گفت که آسمان آزاد است.
نقشهایی که در دل آسمان میبینند متعلق به خودشان است و اگر بهاندازهٔ کافی به آسمان خیره شوند این را خواهند فهمید.
به آنها خواهم گفت به رسم کردن ادامه دهند چون هیچکس با یک یا دو بار انجام دادن کاری مهارت لازم را به دست نخواهد آورد.
بعضی چیزها زمان لازم دارد.
akram ahadi
استثناها خیلیخیلی از قواعد جالبترند.
Violet
میخواهم روش تماشا کردن ستارهها را در جهان تغییر دهم؛ اگرچه دختر هستم و در دوره و زمانهای زندگی میکنم که مردم به علم و به دخترها و به هرچیز معنادار دیگری میخندند.
Ms.red
احتمالاً احساس گناه قویترین احساس دنیاست. باعث میشه آدمها حسابی قاتی کنن.
روناک
طلاق واکنشهای احساسی مشابهی با مرگ ایجاد میکند. نوعی سوگواری است و مراحلی دارد. همچنین، انواع بسیار، متفاوتی از افسردگی وجود دارد. غصه خوردن برای موقعیتی خاص «احساس افسردگی» که طولانیتر است و بالاخره بیماری افسردگی که میتواند انواع مختلفی داشته باشد.
ꨄElenaꨄ
در دوره و زمانهای زندگی میکنم که مردم به علم و به دخترها و به هرچیز معنادار دیگری میخندند.
sara.hl
حجم
۴۱۳٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۲۸۰ صفحه
حجم
۴۱۳٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۲۸۰ صفحه
قیمت:
۱۸۶,۰۰۰
تومان