جملات زیبای کتاب لشکر خوبان: خاطرات مهدی‌قلی رضایی | طاقچه
تصویر جلد کتاب لشکر خوبان: خاطرات مهدی‌قلی رضاییsubscriptionAvailable

کتاب لشکر خوبان: خاطرات مهدی‌قلی رضایی

نوع کتاب
۴.۵ امتیاز(از ۴۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
معصومه سپهری

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Ali
۲
بهر امتحان ای دوست گر طلب کنی جان را آن چنـان برافشـانم کز طلـب خجـل مـانی
سپهر
۰
قبل از اینکه آنجا را ترک کنم، برادر شریعتی گفت: «در ضمن، برنامه حرکت برای یک ساعت به تعویق افتاده؟ » ـ چرا؟! ـ احتمالاً زمان عملیات لو رفته. وقتی از آنها خداحافظی کردم، دلشوره عجیبی داشتم. حالا دیگر تقریباً مطمئن بودم که نه ‌فقط وقوع عملیات از آن نقطه، بلکه حتی زمان و ساعت شروع آن نیز لو رفته و جاسوس‌ها جزئی‌ترین اطلاعات را به دشمن رسانده‌اند و ما به دشمنی حمله خواهیم کرد که همه‌چیز را برای متوقف کردن حرکت ما آماده کرده و منتظر ماست.