
بریدههایی از کتاب شناخت سینما
۳٫۸
(۲۰)
شیوهٔ بازگویی یک داستان، خود بخشی از آن داستان است.
آروین
اگر زاویهٔ دید دوربین جزئی باشد، میتواند در خدمت یک رنگآمیزی عاطفی لطیف باشد
مهران
فرم، در تحلیل آخر، ... اهمیت تعیینکنندهٔ بیشتری از محتوا دارد
" یک تکه تنهایی "
پودوفکین میتوانست ادعا کند که رئالیسم ناشی از لانگشات «زیادهازحد» به واقعیت نزدیک است. در حقیقت، انتقاد اساسی او از گریفیث متوجه دلبستگی «کورکورانهٔ» او به فضا و زمان واقعی بود. از نظر پودوفکین، هنرمند سینماگر باید به جوهر واقعیت برسد نه صرفاً به سطح آن،
Shirin
هرچه فراگیری یک نما از فضا بیشتر باشد، آن نما از لحاظ جزئیات کمتر دقیق است
مهران
مقدار تصویری که فریم در بر میگیرد پایهٔ نماهای مختلف سینمایی است.
مهران
هرچه فراگیری فضا کمتر باشد، جهات تصویر از لحاظ مؤلفههای فضا نامعینتر میشود.
مهران
پازولینی، تارکوفسکی، کوروساوا ، هیچکاک، فورد
کاربر ۵۹۰۷۶۸۴
«یک شعر نباید معنا بدهد، بلکه باید باشد».
" یک تکه تنهایی "
تصاویر را باید به شیوهٔ استادان کهن نقاشی، ترکیببندی کرد، با همان وسواس حس و بیان.
مارسل کارنه
کاربر ۹۳۶۲۲۶۵
گذشته با حال، کابوسهای هولناک با خیالبافیهای شدیداً لذتجویانه، و خیال با واقعیت، آزادانه درهم میآمیزند. تا حدی که کارگردان (و تماشاگر) نهایتاً دیگر قادر به تمیز آنها از هم نیستند. تمامی این مایهها، دستکم برای قهرمان فیلم (مارچلو ماسترویانی)، «واقعی» اند، و هم ازین رو نمیتوان آنها را طی هیچ ترجمان حقیقی و اصیلی از روند آفرینش هنری، حذف یا ساده کرد. نه هنرمند و نه تماشاگر نمیتوانند یک طرح سادهانگارانه را بر چیزی که ذاتاً مغشوش، متناقض و عمیقاً بغرنج است، تحمیل کنند.
Shirin
برخی منتقدان معتقدند که پودوفکین و همکارانش تماشاگر را زیادهازحد راهبری میکنندزیرا انتخابها همگی صورت پذیرفته، و تماشاگر فقط میتواند در انفعال پشت به صندلی بدهد و پیوستگی اجتنابناپذیر ارتباطها (یا اطلاعات) را آنگونه که روی پردهٔ سینما عرضه میشوند بپذیرد.
Shirin
تئوری او پیرامون توضیح تأثیر سینمای رئالیستی از حساسیتی استثنایی بهرهمند است. عنوان توضیحی کتابش اشاره بر «تقلید» یا «ضبط» واقعیت مادی ندارد بلکه حاکی از «بازیافت» است. بازیابی چیزی یعنی اعادهٔ آن، یعنی رهانیدنش از بوتهٔ نسیان. بدینسان، حتی فیلمهای رئالیستی نیز به گونهای، فراتر از زندگی روزمره میروند، این فیلمها چیزهایی را به ما مینمایانند که ما در هرجومرج جریان زندگی روزمره متوجهشان نیستیم.
Shirin
از تاریکی صحنه در خارج از فریم، گاهی برای القای غفلت، احساس چیزی ناشناخته، دلهرهزا و رازناک استفاده میکنند (تصویر ۴). برای مثال، در صحنهای از تولد یک ملت (۱۹۱۵) (گریفیث)، مرد خبیثی امیال شهوانیاش را بر زنی بیعلاقه به خود تحمیل میکند. در نمایی مشخصاً تأثیرگذار دختر را میبینیم که بهسوی پایینترین بخش سمت راست کمپوزیسیون خم میشود، درحالیکه مرد دارد حاشیهٔ لباس او را میبوسد و او را بیشتر و بیشتر زیر فشار میگذارد و زن را تقریباً به خارج از فریم، به درون «تاریکی» میراند.
haniyeh
از تاریکی صحنه در خارج از فریم، گاهی برای القای غفلت، احساس چیزی ناشناخته، دلهرهزا و رازناک استفاده میکنند (تصویر ۴). برای مثال، در صحنهای از تولد یک ملت (۱۹۱۵) (گریفیث)، مرد خبیثی امیال شهوانیاش را بر زنی بیعلاقه به خود تحمیل میکند. در نمایی مشخصاً تأثیرگذار دختر را میبینیم که بهسوی پایینترین بخش سمت راست کمپوزیسیون خم میشود، درحالیکه مرد دارد حاشیهٔ لباس او را میبوسد و او را بیشتر و بیشتر زیر فشار میگذارد و زن را تقریباً به خارج از فریم، به درون «تاریکی» میراند.
haniyeh
مثلا در فیلمهای آلفرد هیچکاک، فریم به پنجرهای شبیه میشود که تماشاگر بهواسطهٔ آن میل به کنجکاویاش در جزئیات زندگی خصوصی شخصیتهای فیلم را بر آورده میکند. (در فیلم معروفی از هیچکاک به نام پنجرهٔ عقبی (۱۹۵۴) عملا این تکنیک چشمچرانی به کار گرفته شده است.)
haniyeh
در یک زمینهٔ مفروض، مفاهیم دراماتیک گرایش به سبقت از مفاهیم بصری دارند. مثلا در فیلم سمسار (۱۹۶۴)، سیدنی لومت میخواهد بیتفاوتی مردم شهر را نسبت به جنایتی که اتفاق افتاده نشان بدهد. جسد خونآلود پسر روی پیادهرو افتاده و مردم با خونسردی از کنارش میگذرند و یا به او خیره میشوند. در چند نما، حتی خود جسد برای تماشاگر قابل رؤیت نیست ولی بهدلیل «جاذبه ذاتیاش»، کنتراست چیره در این تصویرهاست
haniyeh
حجم
۳٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۲۶۸ صفحه
حجم
۳٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۲۶۸ صفحه
قیمت:
۱۴۰,۰۰۰
تومان