
٪۳۰
Mozhgan
۱۳۹
دانایی مثل تیزاب است و قلب انسان را میخورد و مرد دانا نمیتواند مثل دیگران نادان شود و خود را به حماقت بزند.
کسی که بهذاته احمق است، از نادانی خود رنج نمیبرد، ولی آن کس که حقیقتی را دریافته نمیتواند خود را همرنگ احمقها نماید.
یاسمن بلوری
۸۷
متوجه شدم که بیان حقیقت کاری است دشوار و مردم حاضر نیستند حقیقت را بشنوند، ولو به سود آنها باشد. و عقل مردم طوری با خرافات و موهومات انس گرفته که هر نظریهٔ ابلهانه را میپذیرند، ولی یک حقیقت عقلانی را قبول نمیکنند
دلداده سید علی
۵۶
گفتم هورمهب چطور میشود که یک قوش که بالای سرت پرواز میکند میتواند تو را از گزند تیرها و شمشیرها و نیزهها و گرزها محافظت کند؟
هورمهب گفت من تصور نمیکنم که محافظ من این قوش باشد، بلکه این قوش فقط علامتی است که به من نشان میدهد تا روزی که نوبت من نرسیده باشد من کشته نخواهم شد و لذا دلیلی وجود ندارد که من بترسم و من میدانم که انسان بیش از یک مرتبه کشته نمیشود و هیچکس را نمیتوان یافت که دو مرتبه به قتل برسد و بنابراین نباید برای واقعهای که فقط یک بار اتفاق میافتد انسان در تمام عمر بیمناک باشد، این است که ترس را به خود راه نمیدهم و چون نمیترسم، مرگ به طرف من نمیآید تا روزی که نوبت من فرا برسد و در آن روز چه شجاعت داشته باشم و چه بترسم خواهم مرد.
morteza zahedi
۵۲
انسان تا عملی جدید را درنیافته خود را کامل میداند، ولی بعد از اینکه دانست غیر از معلومات و اطلاعات او در جهان علمها و اطلاعات دیگر هست به نقصان و حقارت خود پی میبرد. و به همین جهت است که افراد بیعلم و بیاطلاع بسیار مغرور میشوند، زیرا تصور میکنند همه چیز میدانند و در جهان بهتر و بزرگتر از آنها وجود ندارد، و به همین جهت است که هر وقت مشاهده میکنیم مردی یا زنی نخوت دارد و با دیدهٔ حقارت نظر به ما میاندازد، باید بدانیم که وی نادان و احمق است و چون چیزی نمیداند و تجربهای نیاموخته خویش را برتر از دیگران میپندارند.
83 FATEMEH❤️
۴۹
ممکن است که لباس و زبان و رسوم و آداب و معتقدات مردم عوض شود ولی حماقت آنها عوض نخواهد شد ودر تمام اعصار میتوان به وسیلهٔ گفتهها و نوشتههای دروغ مردم را فریفت.
مهدیه
۴۵
مردی که میتواند کاری بزرگتر بکند، نباید به کاری کوچک بسازد.
دلداده سید علی
۳۵
من از معالجه بیماران مزبور استفاده نمیکردم و بر عکس ضرر متوجه من میشد، زیرا نه فقط به بیمارها داروی رایگان میدادم، بلکه گاهی مجبور میشدم که به آنها غذا بدهم.
زیرا وقتی میدیدم که معالجهٔ یک بیمار موکول به این است که غذا بخورد ناچار، به جای دارو، به او غذا میخورانیدم.
هدایایی که بعضی از فقرا برای معالجه خود به من میدادند اهمیت نداشت، لیکن چون از روی خلوص نیت داده میشد مرا شادمان میکرد و من بیشتر از این خوشوقت بودم که مردم نام مرا مبارک میدانستند و طوری از من یاد میکردند که پنداری یکی از نیکوکاران بزرگ جهان هستم.
سعید
۳۳
من وقتی فرعون را با آن وضع دیدم متوجه شدم که قدرت این جهان به قدری ناپایدار است که فرعون در بستر بیماری و مرگ، با فقیرترین اشخاص که در دارالحیات تحت معالجه قرار میگرفتند و میمردند، فرق نداشت.
amir95as
۳۳
مهم این است که مردم هرگز پی به اشتباه یک طبیب نبرند، چون اگر بدانند که یک طبیب اشتباه کرده، فکر میکنند که هر طبیب ممکن است اشتباه نماید.
این است که هر طبیب دقت دارد اشتباه طبیب دیگر را مسکوت بگذارد تا مردم نسبت به خود او بیایمان نشوند و لذا میگویند که اطبا دستهجمعی بیماران را دفن میکنند.
sarina rezaee
۳۲
زندگی کردن با نادانی، ولو انسان فرعون باشد، بدون ارزش است.
msh
۲۱
من میاندیشیدم که اگر روزی فرعون به من بگوید سینوهه تو علوم خود را به من بده و مردی نادان باش و من درعوض تاج سلطنت خود را به تو میدهم، من این معامله را نمیپذیرفتم، زیرا میدانستم زندگی کردن با نادانی، ولو انسان فرعون باشد، بدون ارزش است.
Fatemeh7
۱۴
من از این حرف مرد بینیبریده حیرت کردم و آن وقت متوجه شدم که چگونه حماقت نوع بشر هرگز از بین نمیرود و در هر دوره میتوان از نادانی و خرافهپرستی مردم استفاده کرد. هزارها سال است که کاهنین مصری به استناد نوشتههای کتاب اموات که خودشان آن را نوشتهاند ولی میگویند از طرف خدایان نازل شده، مردم را برده خود کردهاند و تمام مزایای مصر از آنهاست و برای اینکه نگذارند حماقت مردم اصلاح شود میگویند هر کلمه از کتاب اموات، علاوه بر اینکه در زمین نوشته شده، در آسمان هم نزد خدایان تحریر گردیده و محفوظ است و هرگز از بین نخواهد رفت.
sarina rezaee
۱۴
با اینکه انتقام لذت دارد و شرابی است که انسان را مست میکند، ولی مستی آن روز از بین میرود، و نمیدانم چرا بعد از اینکه انتقام گرفته شد پشیمانی به وجود میآید و منتقم به خود میگوید ای کاش انتقام نگرفته بودم.
83 FATEMEH❤️
۱۱
همانطور که مگس، عسل را دوست دارد، مردم هم دروغ و ریا و وعدههای پوچ را که هرگز عملی نخواهد شد دوست میدارند.
Soheil
۱۰
عقل مردم طوری با خرافات و موهومات انس گرفته که هر نظریهٔ ابلهانه را میپذیرند، ولی یک حقیقت عقلانی را قبول نمیکنند
یاسمن بلوری
۹
کسی که بهذاته احمق است، از نادانی خود رنج نمیبرد، ولی آن کس که حقیقتی را دریافته نمیتواند خود را همرنگ احمقها نماید.
مریم
۹
ممکن است که لباس و زبان و رسوم و آداب و معتقدات مردم عوض شود ولی حماقت آنها عوض نخواهد شد ودر تمام اعصار میتوان به وسیلهٔ گفتهها و نوشتههای دروغ مردم را فریفت
یاسمن بلوری
۸
فهمیدم در جهان ممکن است حقایقی وجود داشته باشد که چشم ما نمیبیند و گوش ما نمیشنود و دست ما لمس نمیکند، اما آن حقایق وجود دارد. بنابراین وقتی چیزی نمیفهمیم نباید منکر آن شویم و بگوییم وجود ندارد و شاید فرعون هم حقیقتی را یافته که به نام آتون میخواند
تنهایی محض
۸
دروغ در بسیاری از مواقع بهتر از راست است، برای اینکه دروغ انسان را امیدوار و دلخوش میکند، در صورتی که حرف راست سبب ناامیدی میشود.
خرمگس سقراط
۸
ولی تا انسان قدری ضرر را تحمل نکند، نائل به تحصیل سود بسیار نمیشود
msh
۷
کسی که بهذاته احمق است، از نادانی خود رنج نمیبرد، ولی آن کس که حقیقتی را دریافته نمیتواند خود را همرنگ احمقها نماید.
(:
۷
انسان تا عملی جدید را درنیافته خود را کامل میداند، ولی بعد از اینکه دانست غیر از معلومات و اطلاعات او در جهان علمها و اطلاعات دیگر هست به نقصان و حقارت خود پی میبرد. و به همین جهت است که افراد بیعلم و بیاطلاع بسیار مغرور میشوند، زیرا تصور میکنند همه چیز میدانند و در جهان بهتر و بزرگتر از آنها وجود ندارد
بهناز
۶
هر عمل که از انسان سر میزند، مانند سنگی است که به دریا بیندازند. این سنگ بعد از اینکه در آب افتاد، صدایی بزرگ ایجاد میکند و آب را به تلاطم درمیآورد و انسان فکر میکند که هرگز اثر آن هیجان و تلاطم از بین نمیرود. ولی بعد از چند لحظه، آب آرام میشود، به طوری که انسان به خود میگوید اصلاً سنگی در این آب نیفتاده، وگرنه اینطور آرام نبود.
سینا
۶
هر قدر دانایی انسان زیادتر شود زیادتر احساس اندوه مینماید
farnaz3000
۶
محال است روزی خدایی بیاید که بتواند جهالت و حماقت مردم را از بین ببرد
یوسف محمدی پور
۶
در هر دوره میتوان از نادانی و خرافهپرستی مردم استفاده کرد. هزارها سال است که کاهنین مصری به استناد نوشتههای کتاب اموات که خودشان آن را نوشتهاند ولی میگویند از طرف خدایان نازل شده، مردم را برده خود کردهاند و تمام مزایای مصر از آنهاست و برای اینکه نگذارند حماقت مردم اصلاح شود میگویند هر کلمه از کتاب اموات، علاوه بر اینکه در زمین نوشته شده، در آسمان هم نزد خدایان تحریر گردیده و محفوظ است و هرگز از بین نخواهد رفت.
دلداده سید علی
۵
وضع من در آن موقع که میخواستم به مصر مراجعت کنم مانند دانشمندی بود که عاشق زنی شده و میداند که باید به ملاقات آن زن برود یا زن مزبور به خانهاش بیاید و این دانشمند نمیتواند دیگر صفحات پاپیروس را نخواند و اگر بخواند از علومی که روی صفحات نوشته شده چیزی نخواهد فهمید، مگر اینکه زن مذکور را ببیند و با وی تفریح کند، آن وقت حواسش برای خواندن کتاب جمع میشود.
سعید
۴
من از اشخاص پرسیدم که آیا ممکن است راهنمایی نمایند و خدایی را به من نشان بدهند و من بتوانم او را بپرستم و به او هدیه بدهم؟ و آنها گفتند که خدای فرعون به نام آتون را بپرست. پرسیدم: این خدا برای چه زندگی و خدایی میکند؟ به من جواب دادند که خدای آتون به وسیلهٔ حقیقت زندگی و خدایی میکند و من فهمیدم که این خدا به درد من نمیخورد. زیرا خدایی که بخواهد با حقیقت زندگی و خدایی کند، به طور حتم یک خدای ساده و بیاطلاع است. وگرنه میفهمید که حقیقت چیزی است که هرگز قابل اجرا نیست
parniangh
۴
در کتابها یا به خدایان تملق گفتهاند یا به مردم یعنی به فرعون، در این دنیا تا امروز در هیچ کتاب و نوشته، حقیقت وجود نداشته است ولی تصور میکنم که بعد از این هم در کتابها حقیقت وجود نخواهد داشت.
یاسمن بلوری
۴
گفتم هورمهب چطور میشود که یک قوش که بالای سرت پرواز میکند میتواند تو را از گزند تیرها و شمشیرها و نیزهها و گرزها محافظت کند؟
هورمهب گفت من تصور نمیکنم که محافظ من این قوش باشد، بلکه این قوش فقط علامتی است که به من نشان میدهد تا روزی که نوبت من نرسیده باشد من کشته نخواهم شد و لذا دلیلی وجود ندارد که من بترسم و من میدانم که انسان بیش از یک مرتبه کشته نمیشود و هیچکس را نمیتوان یافت که دو مرتبه به قتل برسد و بنابراین نباید برای واقعهای که فقط یک بار اتفاق میافتد انسان در تمام عمر بیمناک باشد، این است که ترس را به خود راه نمیدهم و چون نمیترسم، مرگ به طرف من نمیآید تا روزی که نوبت من فرا برسد و در آن روز چه شجاعت داشته باشم و چه بترسم خواهم مرد.