گییرمو دلتورو
بیوگرافی گی یرمو دل تورو
گییرمو دلتورو (زادهی ۹ اکتبر ۱۹۶۴) فیلمساز، نویسنده و هنرمند مکزیکی است. آثار او معمولاً با افسانهها، گوتیک و ژانر وحشت پیوند دارد و با درهمآمیختن این ژانرها میکوشد زیباییِ بصری یا شاعرانهای را در دلِ امر هولناک بیافرینند. دلتورو از کودکی شیفتهی هیولاها بوده و آنها را نمادهایی از قدرت عظیم میداند. او از پیشگامان فانتزیِ تیره در سینماست و با ستایشِ نقص و ناتمامی، جهانهای زیرین، جلوههای ویژهی عملی و نورپردازیِ غالباً کهربایی شناخته میشود.
دلتورو در طول فعالیت حرفهای خود میان فیلمهای اسپانیاییزبان و انگلیسیزبان در رفتوآمد بوده است. از آثار اسپانیاییزبان او میتوان به کرونوس (۱۹۹۳)، ستون فقرات شیطان (۲۰۰۱) و هزارتوی پن (۲۰۰۶) اشاره کرد و در میان فیلمهای انگلیسیزبانش آثاری چون میمیک، حاشیهی اقیانوس آرام، قلهای به رنگ خون، شکل آب، کوچهی کابوس، پینوکیو و فرانکنشتاین دیده میشود.
او بهعنوان تهیهکننده یا نویسنده نیز در پروژههای متعددی حضور داشته است.
دلتورو بههمراه چاک هوگان سهگانهی رمان استرین را نوشت که بعدها به کمیک و سریال تلویزیونی تبدیل شد. همچنین با همکاری دریمورکس و نتفلیکس، مجموعهی پویانماییِ قصههای آرکادیا را شکل داد که شامل چند سریال و یک فیلم سینمایی است.
دلتورو جوایز مهمی چون اسکار، بفتا، گلدن گلوب، امی و شیر طلایی را دریافت کرده و نامش در فهرست ۱۰۰ چهرهی تأثیرگذار مجلهی تایم قرار گرفته است.
دلتورو در شهر گوادالاخارا، در خانوادهای با ریشهی اسپانیایی به دنیا آمد و در فضایی سختگیرانه و کاتولیکی پرورش یافت. او در دانشگاه گوادالاخارا به تحصیل سینما پرداخت. برد پدرش در بختآزمایی امکان زندگی در خانهای پر از کتاب و حیوانات عجیب را فراهم کرد؛ خانهای که دلتورو بعدها آن را قصری افسونشده توصیف کرد.
او از کودکی با دوربین پدرش فیلمسازی را آغاز کرد و پیش از ساخت نخستین فیلم بلندش، چندین فیلم کوتاه ساخت. دلتورو همچنین در مجموعهی تلویزیونی ساعتِ نحس بهعنوان نویسنده و کارگردان فعالیت داشت.
نخستین پروژهی جدیِ او فیلمی استاپموشن بود که هرگز به پایان نرسید و تخریب دکورها و عروسکها او را بهسوی ساخت فیلم کرونوس سوق داد. او سالها در زمینهی جلوههای ویژه و گریم فعالیت کرد و شرکت خودش را بنیان گذاشت. بعدها با فیلمهایی چون میمیک وارد سینمای هالیوود شد، هرچند تجربهی دشوار همکاری با استودیوها نگاه انتقادیِ او به نظامهای استودیویی را تقویت کرد.
در دهههای بعد، دلتورو با ساخت فیلمهایی فانتزی و وحشتمحور ــ از اقتباسهای کمیکبوکی گرفته تا روایتهایی تاریخی با زمینهی جنگ داخلی اسپانیا ــ به جایگاهی تثبیتشده رسید. هزارتوی پن و شکل آب از برجستهترین آثار او هستند که تحسین گستردهی منتقدان و جوایز جهانی را برایش به ارمغان آوردند.
دلتورو ژانر وحشت را ذاتاً سیاسی میداند و آن را بستری برای نقد اقتدار و نهادهای سرکوبگر تلقی میکند. او با وجود فاصلهگرفتن از ایمان مذهبی، تأثیر کاتولیسیسم را در جهانبینی و آثارش انکار نمیکند و هیولاها را قدیسانِ نقص مینامد.
او علاقهی عمیقی به ادبیات، بازیهای ویدئویی، انیمه و فرهنگ انگلستان ویکتوریایی دارد و مجموعهای گسترده از کتابها و اشیای مرتبط با سینما و وحشت را گردآوری کرده است. دلتورو همچنین به استفادهی بیرویه از هوش مصنوعی در هنر بدبین است و آن را تهدیدی برای جوهرهی خلاقیت انسانی میداند.
