هریت بیچر استو
بیوگرافی هریت بیچر استو
هریت بیچر استو در چهاردهم ماه مه ۱۸۱۱ در قریهی لیچفیلد از ایالت کنتاکی، در خانوادهای عمیقاً مذهبی، چشم به جهان گشود. پدرش کشیش بود و هر هفت برادرش نیز راه خدمت دینی را در پیش گرفتند. خانواده، علاوهبر این هفت پسر، سه دختر داشت و هریت که دختر بزرگتر بود، از همان نوجوانی با فضای آموزش و تربیت آشنا شد. او در ۱۳سالگی در مدرسهی خواهرش به تدریس پرداخت و با اینکه سنش از برخی شاگردانش کمتر بود، بهسبب جدیت، اخلاق و دانشش، احترام و علاقهی آنان را برمیانگیخت.
هریت دختری سختکوش و حساس بود و از نظر جسمانی بنیهای ضعیف داشت. در ۲۱سالگی به همراه پدر و دیگر اعضای خانواده به اوهایو رفت و در آنجا نیز به تدریس ادامه داد. همزمان به فراگیری زبانهای فرانسه، ایتالیایی و لاتین پرداخت و نقاشی آموخت. اقامت در این منطقه برای او تجربهای تعیینکننده بود، زیرا از نزدیک با زندگی بردگان سیاهپوست آشنا شد و فقر، ستم و تحقیر نظاممندی را که بر آنان روا میداشتند، به چشم خود دید.
در سال ۱۸۳۵ با کشیشی دانشمند اما تهیدست از اهالی سنسیناتی به نام استو ازدواج کرد. زندگی مشترک آنها در نهایتِ تنگدستی آغاز شد، چنانکه کل جهیزیهی هریت، که به چند وسیلهی سادهی آشپزخانه محدود میشد، ارزشی بیش از ۱۱ دلار نداشت. با اینهمه، او از فعالیت بازنایستاد و در کنار تربیت فرزندان، به نوشتن مقاله برای روزنامههای معتبر ادامه داد.
در سال ۱۸۴۹، همزمان با شیوع وبا در سنسیناتی، پسرش، چارلی، در اثر این بیماری درگذشت؛ اندوهی سنگین که تأثیری عمیق بر روح و اندیشهی او گذاشت. دو سال بعد، زمانی که هفتمین فرزندش را به دنیا آورد، مبارزهی فکری و اجتماعی علیه بردهداری به اوج خود رسیده بود و مطبوعات و محافل روشنفکری بهشدت درگیر این موضوع بودند. در همین فضا، دوستانش از او خواستند کتابی دربارهی زندگی بردگان بنویسد. هریت که خود را برای چنین کاری آماده میدید، نوشتن را آغاز کرد و حاصل آن در پانزدهم مه ۱۸۵۲ منتشر شد.
او نویسندگی را در ۴۰سالگی و در گمنامی آغاز کرد، اما انتشار نخستین چاپْ نامش را بهیکباره بر سر زبانها انداخت. کتاب کلبه عمو تم با استقبال گسترده روبهرو شد و شهرتی جهانی برایش به ارمغان آورد، بهگونهای که از نقاط مختلف جهان پیامها و نامههای تبریک دریافت میکرد و اندکی بعد به کشورهای اروپایی دعوت شد. در انگلستان، از او استقبالی کمنظیر به عمل آمد؛ از اشراف و لردها گرفته تا مردم عادی، همگی به احترامش برخاستند. شاهزادهای انگلیسی دستبندی طلایی به او هدیه داد که بهشکل غلوزنجیر بردگان ساخته شده بود و تاریخ لغو بردهفروشی در انگلستان بر آن حک شده بود؛ هریت بعدها تاریخ لغو بردهداری در آمریکا را نیز بر آن افزود. در فرانسه نیز، با وجود پوشش ساده و بیتکلفش، چنان تجلیل و احترامی دریافت کرد که معمولاً نصیب بانوان اشرافزاده نمیشد.
پس از این موفقیت، رسالهها و کتابهای دیگری دربارهی مسائل اجتماعی و بهویژه تجارت بردگان نوشت، اما هیچیک به پای شهرت جهانی کلبه عمو تم نرسید. این اثر، افزونبر دفاع صریح از حق آزادی بردگان و ترسیم رنج و خواری آنان، بازتابدهندهی روح اعتراض و عصیانی بود که در نیمهی نخست قرن نوزدهم، هم در آمریکا و هم در اروپا، علیه نظامهای ناعادلانهی اجتماعی شکل گرفته بود. از خلال سطرهای کتاب، میتوان پژواک این ناآرامیها و نقد بنیادهای کهنهی قدرت را احساس کرد.
هریت بیچر استو زنی عاطفی، ژرفاندیش و هشیار به دردهای زمانهی خود بود. او زمزمههای اعتراض طبقات محروم را میشنید و میکوشید گوش دیگران را نیز به شنیدن آنها وادارد. یکی از فرزندانش در جنگهای انفصال آمریکا شرکت کرد و پس از پیروزیهای نظامی، جان خود را از دست داد و همسرش نیز در سال ۱۸۹۴ درگذشت. سرانجام خود او در سال ۱۸۹۶ در ماساچوست چشم از جهان فروبست؛ درحالیکه با افشای سودجویی و ستمگری بردهداران، ننگی ماندگار بر پیشانی آنان نشاند، وجدان انسانهای آزاده را به بیداری و حرکت واداشت، نهضت دفاع از آزادی سیاهپوستان را شتابی تازه بخشید و شاهکاری ادبی و انسانی برای تاریخ به یادگار گذاشت.
