مارینا تسوتایوا (بیوگرافی و دانلود کتاب‌ها)

مارینا تسوتایوا

بیوگرافی مارینا تسوتایوا

مارینا ایوانوونا تسوتایوا (Marina Tsvetaeva) زاده‌ی ۸ اکتبر ۱۸۹۲، در ۳۱ اوت ۱۹۴۱ میلادی درگذشت. او شاعر و نویسنده‌ای اهل روسیه بود و از مهم‌ترین چهره‌های ادبی این زبان در قرن بیستم میلادی. مارینا تسوتایوا در خانواده‌ای فرهنگی و هنرمند در مسکو به دنیا آمد. پدرش استاد رشت‌ی هنرهای زیبا در دانشگاه مسکو و مادرش پیانیست بود. آن‌ها از نظر مادی وضعیت بسیار خوبی داشتند، اما روابط خانوادگی‌شان چندان آرام نبود. مادرش شیفته‌ی مردی غیر از همسرش بود و از طرف دیگر طبع شعر تسوتایوا را نمی‌‎پذیرفت و به او فشار می‌آورد تا پیانیست شود. با اصرار مادر در ۱۴سالگی به لوزانِ سوئیس فرستاده شد تا موسیقی بخواند، اما از این آزادی استفاده کرد و به‌سمت علاقه‌ی اصلی‌اش، یعنی ادبیات و شعر رفت. در ۱۶سالگی به دانشگاه سوربن در پاریس رفت و در سوربن فرانسه درس خواند. او این امکان را یافت تا در بطن تحولات ادبی قرن قرار بگیرد. آشنایی با جنبش‌های ادبی و شاعران روسِ مقیم پاریس کمک کرد تا او سرودن شعر را با جدیت بیشتری دنبال کند و بتواند چند شعرش را به انتشار برساند. در ۲۰سالگی عاشق سرگئی افرون، دانشجوی دانشکده‌ی افسری شد و خیلی زود با او ازدواج کرد. ثمره‌ی این ازدواج دو دختر به نام‌های آلینا و ایرینا بود. با شروع انقلاب، همسرش به ارتش سفید ملحق شد و به جنگ با انقلابیون رفت. مارینا تسوتایوا به این امید که دوباره همسرش را ببیند، به مسکو کوچ کرد ولی در قحطی و وضعیت اسف‌بار آنجا گیر افتاد؛ اتفاقی که باعث شد تصمیم بگیرد هر دو دخترش را به یتیم‌خانه بسپارد. یکی از آن‌ها مریض شد و دیگری از گرسنگی مرد. این فاجعه تأثیر عمیقی بر روی مارینا تسوتایوا گذاشت. او خودش را هیچ‌وقت نبخشید. بعدتر همسرش را پیدا کرد. آن‌ها به امید زندگی بهتر و آزادتر به خارج از کشور فرار کردند، اما فقر هیچ‌وقت دست از سرشان برنداشت. در سال‌هایی که در اروپا سرگردان بودند، سرگئی افرون به دولت شوروی نزدیک شد و همکاری با سازمان اطلاعاتی روسی را آغاز کرد. با این وجود وقتی به کشورش برگشت به جاسوسی متهم و به اعدام محکوم و به جرم خیانت تیرباران شد. بعد از اعدام سرگئی افرون، وضعیت روحی تسوتایوا وخیم‌تر شد. در ۳۱ اوت ۱۹۴۱ مدتی پس از آنکه همسرش تیرباران شد با حلق‌آویزکردن خود از درختی خودکشی کرد. زندگی این نویسنده همچون بسیاری از هم‌نسلانش تحت‌تأثیر جنگ داخلی، انقلاب و خفقان پس از آن قرار گرفت. با این وجود او همیشه طبع شعرش را حفظ کرد و احساساتش را جاری. مارینا تسوتایوا فرصت نکرد انتشار خیلی از آثارش را ببیند. او تأثیر بسیاری بر شاعران و نویسندگان پس از خود گذاشت. برخی از شعرها، نمایشنامه‌ها و یادداشت‌ها و نامه‌های این نویسنده که به زبان انگلیسی ترجمه و منتشر شده عبارت است از: ملک قوها، شعر پایان، زمین سیاه، روح اسیر، فائدرا (درامی به شعر)، نمایشنامه‌ی «مسکو در سال طاعون» و مجموعه یادداشت «پس از روسیه». کتاب هنرمند و زمانه (درباره‌ی نبوغ هنری و افسون ادبیات در روزگار پرآشوب) نیز ناداستانی به قلم او است.