میخائیل باکونین (بیوگرافی و دانلود کتاب‌ها)

میخائیل باکونین

بیوگرافی میخائیل باکونین

میخائیل الکساندروویچ باکونین (۳۰ مه ۱۸۱۴ ـ‌ ۱ ژوئیه ۱۸۷۶) انقلابی و نظریه‌پرداز روس و از پیشگامان مهم آنارشیسم بود. او از خاندان نجیب‌زادگان روس برخاست و در جوانی آموزش‌های فلسفی و نظامی دید، اما خیلی زود به گرایش‌های رادیکال روی آورد و زندگی‌اش را وقف فعالیت انقلابی و نظریه‌پردازی کرد. در دهه‌های ۱۸۴۰ تا ۱۸۶۰ در سرتاسر اروپا در جنبش‌های انقلابی شرکت داشت، در قیام‌های پراگ و درسدن نقش ایفا کرد، بارها زندانی و محکوم به تبعید شد و در نهایت از سیبری گریخت و از راه آسیا و آمریکا به اروپا بازگشت.

باور سیاسی باکونین بر مخالفت مطلق با دولت و هر نوع اقتدار متمرکز استوار بود. او استدلال می‌کرد که قدرت حتی در دست انقلابیان خودبه‌خود به استبداد می‌انجامد، بنابراین نباید دنبال تصاحب قدرت دولتی بود. هدف باید نابودی دولت و ایجاد اتحادیه‌های خودگردان از کمون‌های آزاد و تعاونی باشد. این دیدگاه در آثار او مانند دولت‌محوری و آنارشیسم و خدا و دولت بازتاب یافته و او تأکید دارد که آزادی و برابری تنها در چهارچوب جوامع مسئول و خودمدیریتی ممکن است.

با ادامه‌دارشدن فعالیت‌های بین‌المللی، باکونین در جنبش بین‌الملل کارگری به چهره‌ای بانفوذ بدل شد، اما با کارل مارکس اختلاف بنیادین پیدا کرد. مارکس از دولت انتقالی و حزب سازمان‌یافته دفاع می‌کرد، اما باکونین هرگونه استفاده از قدرت دولتی را خطرناک می‌دانست. این کشمکش در کنگره‌ی لاهه‌ی ۱۸۷۲ به اوج رسید و با اخراج باکونین و پیروانش از انجمن بین‌الملل، جدایی میان گرایش‌های مارکسیستی و آنارشیستی عملاً قطعی شد.

باکونین در عمل نیز تلاش‌های متعددی برای سازمان‌دهی انقلاب و ایجاد شبکه‌های مخفی انجام داد که برخی‌شان شکست خورد یا به اعتبار او آسیب زد؛ رابطه‌اش با سرگی نچایف در این زمینه جنجال‌برانگیز شد. گرچه او اغلب ساختارهای سازمانی را نقد می‌کرد، در عمل به تشکیل گروه‌هایی مخفی و برنامه‌هایی روی آورد که بعضاً با اصول اعلامی‌اش در تضاد بود.

میراث باکونین دوپهلوست: از یک سو او الهام‌بخش نیروهای آنارشیستی مانند کروپوژین و مالاتستا و گروه‌های سندیکالیست شد و تأثیر مهمی بر جنبش‌های کارگری در اسپانیا و دیگر کشورها گذاشت؛ از سوی دیگر نوشته‌هایش پراکنده و ناتمام است و برخورد شخصی و سیاسی او گاهی متناقض و اقتدارگرایانه ارزیابی شده است. همچنین موضع‌گیری‌های ضدیهودی در برخی آثارش مورد نقد قرار گرفته و به‌عنوان نقاط ضعف اخلاقی و نظری او یاد می‌شود.

در مجموع، باکونین چهره‌ای محوری در تاریخ آنارشیسم است: مخالف استبداد دولتی و حامی ایده‌ی جامعه‌سازی از پایین، اما هم‌زمان شخصیتی پیچیده و گاه تناقض‌آمیز که هم الهام‌بخش جنبش‌های رادیکال شد و هم با نقدها و اختلاف‌نظرهای جدی روبه‌رو شد.