
دانلود و خرید کتاب صوتی نه من نه رعنا
معرفی کتاب صوتی نه من نه رعنا
کتاب صوتی نه من نه رعنا نوشتهی حامد ملک بالا روایتی احساسی و پر از کشمکشهای درونی درباره عشق، تنهایی، کودکیهای زخمی و انتخابهای سخت در بزرگسالی است. نشر حامد ملک بالا آن کتاب را منتشر کرده است و کتاب با گویندگی حامد ملک بالا و سیده نجمه محمدی طبقدهی منتشر شده تا شنونده در دو جهان ذهنی و عاطفی شخصیتهای اصلی غوطهور شود. در این کتاب صوتی داستان از زاویهدید دو شخصیت اصلی، هومن و رعنا، روایت شده است؛ دو انسانی که هرکدام با نقصها، زخمها و گذشتهی پیچیدهی خود در یک نشریهی محلی مشغول کار هستند و بهتدریج درگیر رابطهای عاطفی، پرابهام و نابرابر میشوند. فضای اصلی داستان در یک مجلهی شهرستانی در نکا و شهرهای اطراف آن شکل گرفته و شنونده را با جزئیات محیط کار، روابط همکاران، فضای خانوادگی و دغدغههای اجتماعی شخصیتها همراه میکند. نه من نه رعنا در مرز میان داستان عاشقانه و روایت آسیبهای روانی و اجتماعی حرکت کرده است؛ از عشق یکطرفه و ترس از صمیمیت تا تجربهی تجاوز در کودکی، شرم، سکوت و تلاش برای معنا دادن به رنج. این کتاب صوتی با تمرکز بر جزئیات احساسی، گفتوگوهای طولانی و مونولوگهای درونی، شنونده را به درون ذهن شخصیتها میبرد و نشان میدهد چگونه گذشتهی هر انسان میتواند حال و آیندهی عاطفی او را شکل دهد.
درباره کتاب نه من نه رعنا
کتاب نه من نه رعنا داستانی بلند است که در چند فصل پیوسته، زندگی دو شخصیت اصلی را در دو خط روایی موازی دنبال میکند. در بخشهای مربوط به هومن، شنونده با نویسندهای جوان در یک نشریهی شهرستانی آشنا میشود که در حوزهی کودک و نوجوان مینویسد و در عین حال با زخمی عمیق از کودکیاش زندگی میکند؛ زخمی که ریشه در تجربهی تجاوز جنسی و سکوت اجباری دارد. او در نشریه هارش در نکا کار میکند، با همکاران مختلفی مثل بنیامین، سردبیر اسپهبدی و دیگران در ارتباط است و بهتدریج شیفتهی همکارش رعنا میشود؛ دختری با نقص جسمی، گذشتهای مبهم و نگاهی متفاوت به زندگی. در همین فصلها شنونده با فضای دقیق نشریه، اتاقها، ساختار اداری، جشنوارهی نویسندگی، جلسات خانوادگی هومن، گفتوگوهای او با مادر و خواهرش شیدا و همچنین متنهایی که دربارهی «نیاز کودکان» و «کودکان کار» مینویسد همراه میشود. در فصلهای بعدی کتاب نه من نه رعنا زاویهدید تغییر میکند و شنونده وارد جهان رعنا میشود. فصل سوم با عنوان رعنا، زندگی روزمرهی او در تحریریه، دوستیاش با پریسا، مواجههاش با شاهین و ماجرای ساختگی تصادف و نقص عضو او را روایت کرده است. رعنا با هوشیاری و نوعی بدبینی نسبت به مردان، دروغ شاهین را برملا میکند و برای دور کردن او از خود، بیماری خیالی سندروم سیتولیفا را بهانه میکند؛ بیماریای که بعداً هومن از طریق جستوجو و مراجعه به پزشکان متوجه ساختگی بودنش میشود. در همین فصل شنونده میشنود که چگونه رعنا از گذشتهی عاطفیاش، از پسر گلفروش و از تصمیمش برای «دیگر عاشق نشدن» حرف میزند و در عین حال کمکم متوجه علاقهی آرام و خجالتی هومن میشود. ساختار کتاب شامل چند فصل اصلی است؛ فصل اول با روایت عاشقانه و فضای نشریه آغاز شده، فصل دوم به کودکی هومن و ریشهی انتخاب شغلش در حوزهی کودک میپردازد و فصل سوم به زندگی و نگاه رعنا اختصاص دارد. در طول این فصلها، جابهجایی اجباری کارکنان نشریه بین شهرهای مختلف، جشنوارهی نویسندگی، ماجرای آبدارخانه، پیامهای مجازی هومن به رعنا و نامهی بلند و احساسی او، همگی بهعنوان گرهها و نقاط عطف داستان عمل کردهاند و شنونده را در تعلیقی عاطفی میان امید و ناامیدی نگه میدارند.
خلاصه داستان نه من نه رعنا
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! در نه من نه رعنا شنونده ابتدا با هومن آشنا میشود؛ نویسندهای جوان در نشریه هارش در نکا که در بخش کودک و نوجوان مینویسد. او زندگی آرام و نسبتاً بیانگیزهای دارد تا زمانی که رعنا، ویراستار بخش ادبی و آموزشی، وارد جهانش میشود. رعنا دختری است با قد کوتاه، اندامی لاغر و نقص در پای چپ که هنگام راه رفتن آن را روی زمین میکشد. هومن از همان لحظهی نخست دیدن او دچار حسی تازه میشود؛ حسی که از شیفتگی ظاهری شروع میشود و به عشقی عمیق و یکطرفه میرسد. او هر روز به بهانههای مختلف به اتاق سردبیر میرود تا صدای رعنا را بشنود، مسیر رفتوآمدش را زیر نظر میگیرد و حتی یکبار سعی میکند او را تعقیب کند تا از وضعیت مالی و خانوادگیاش سر دربیاورد. در این میان شاهین، نیروی قدیمی نشریه، دوباره به مجموعه برمیگردد؛ پسری که وانمود میکند نقص عضوی مشابه رعنا دارد و پای راستش را میکشد. هومن با دیدن این شباهت، از رقابت عاطفی میترسد و حسادتش اوج میگیرد. اما در آبدارخانه، او بهطور اتفاقی گفتوگوی شاهین و رعنا را میشنود و متوجه میشود رعنا با داستانی دربارهی بیماری نادر و مرگبار سندروم سیتولیفا، شاهین را پس میزند. کمی بعد، آبدارچی نشریه سالم راه رفتن شاهین را میبیند و دروغ او برملا میشود. هومن از یکسو از رسوایی شاهین خوشحال است و از سوی دیگر از شنیدن ماجرای بیماری رعنا بههم میریزد و برای فهمیدن حقیقت، به جستوجوی پزشکی و اینترنتی میافتد و میفهمد چنین سندرومی وجود ندارد. در فصل دوم، هومن از کودکیاش میگوید؛ از زندگی در نکا، کار والدین، نگهداری مادربزرگ و خواهرش شیدا و مهمتر از همه، شبی که همراه دوستش آرمین برای گرفتن آش نذری به خانهی جوانی در محله میرود و در اتاقی قفلشده مورد تجاوز قرار میگیرند. ترس، شرم و تهدید باعث میشود او سالها سکوت کند و این زخم را با خود حمل کند. همین تجربه است که بعدها او را به سمت نوشتن دربارهی کودکان، نیازهای عاطفیشان و خطراتی که تهدیدشان میکند سوق میدهد. متنهایی که برای نشریه و جشنواره مینویسد، بازتاب همین دغدغه است. در فصل سوم، روایت به رعنا منتقل میشود. شنونده میفهمد او چگونه با شاهین روبهرو شده، دروغ تصادف و نقص عضو او را فهمیده و برای دور کردنش، داستان بیماری ساختگی را ساخته است. رابطهی صمیمی او با پریسا، شوخیها و بحثهایشان دربارهی مردان، خواستگارها و معیارهای ازدواج، فضای دیگری از زندگی رعنا را نشان میدهد. در همین فضاست که هومن بهعنوان نویسندهی جدید وارد میشود؛ مردی با موهای جوگندمی، خجالتی و درونگرا که در نگاه اول رعنا را مجذوب نمیکند اما رفتارهایش، دفاعهای بیدلیلش از رعنا در ماجرای شاهین و هول شدنهایش هنگام صحبت، کمکم توجه او را جلب میکند. هومن در جشنوارهی نویسندگی بهعنوان دبیر و داور انتخاب میشود و در روز اختتامیه متنی شخصی دربارهی کودکان بیسرپرست میخواند؛ متنی که رعنا را همزمان ناراحت و متأثر میکند. بعد از آن، با کمک پریسا شمارهی رعنا را میگیرد و در فضای مجازی احساسش را اعتراف میکند. رعنا ابتدا با سردبیر دربارهی حاشیهها صحبت میکند و بعد در پیامها به هومن میگوید هیچ حسی به او ندارد و معتقد است «همهی پسرها مثل هماند». هومن اما با نامهای بلند و عاطفی، عشقش را توضیح میدهد و در نهایت، وقتی ابلاغیهی جابهجایی کارکنان میرسد و مشخص میشود او باید به ساری برود و رعنا به آمل، تصمیم میگیرد از «بهدست آوردن» او دست بکشد و فقط برای آرامش رعنا، عشقش را به نوعی رها کردن تبدیل کند؛ هرچند در دلش چیزی خاموش نمیشود.
چرا باید کتاب نه من نه رعنا را بشنویم؟
نه من نه رعنا برای شنوندهای که به داستانهای صرفاً عاشقانه عادت دارد، تجربهای متفاوت است؛ چون عشق در آن کتاب نه یک رؤیای رمانتیک، بلکه گرهخورده به ترس، شرم، گذشتهی دردناک و ساختارهای اجتماعی است. هومن فقط عاشق نمیشود، بلکه در طول روایت تلاش میکند بفهمد چرا اینقدر به رعنا چنگ زده است و چگونه میتواند رنج کودکیاش را به کاری معنادار در بزرگسالی تبدیل کند؛ از نوشتن دربارهی کودکان و نیازهایشان تا داوری جشنوارهای که قرار است صدای نویسندگان جوان را بشنود. این کتاب صوتی همچنین تصویری جزئینگر از یک نشریهی شهرستانی ارائه کرده است؛ از اتاقها و راهروها تا روابط میان نویسندگان، ویراستاران، مسئولان مالی و چاپ. شنونده در دل این فضا با موضوعاتی مثل شایعه، قضاوت، ترحم، رقابت و دوستی روبهرو میشود و میبیند چگونه یک ماجرای ساده در آبدارخانه میتواند به بحرانی بزرگ در محیط کار تبدیل شود. از سوی دیگر، روایت کودکی هومن و تجربهی تجاوز، کتاب را به سطحی عمیقتر میبرد. او بهجای انتقامگیری یا تکرار خشونت، مسیر دیگری را انتخاب کرده است: آگاهکردن خانوادهها و جامعه از طریق نوشتن. این انتخاب، شنونده را به فکر وامیدارد که با رنجهای شخصی چه میتوان کرد و چگونه میشود آنها را به نیرویی برای تغییر تبدیل کرد. در بخشهای مربوط به رعنا، کتاب نشان داده است که چگونه یک زن با نقص جسمی و خاطرات تلخ عاطفی، میان میل به دوستداشتن و ترس از آسیبدیدن معلق میماند. گفتوگوهای او با پریسا، برخوردش با شاهین و واکنشش به علاقهی هومن، لایههای مختلفی از بیاعتمادی، خودحفاظتی و نیاز به امنیت را آشکار کرده است. شنیدن این بخشها میتواند برای کسانی که میخواهند پیچیدگیهای روابط عاطفی و جنسیتی را بهتر بفهمند، تجربهای قابلتأمل باشد.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن نه من نه رعنا به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای عاشقانهی واقعگرایانه و پر از کشمکش درونی علاقهمندند و دوست دارند روابط عاطفی را در بستر خانواده، کار و جامعهی شهری کوچک دنبال کنند. به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغهی مسائل کودکان، خشونت جنسی، شرم و سکوت قربانیان را دارند و میخواهند این موضوعات را در قالب یک روایت داستانی پیگیری کنند. به شنوندههایی پیشنهاد میشود که از روایتهای دوصدایی، گفتوگوهای طولانی، نامهنگاریهای عاشقانه و توصیف دقیق فضاهای کاری و خانوادگی لذت میبرند و حوصلهی همراهی با فرازونشیبهای احساسی شخصیتها را دارند. همچنین به علاقهمندان به نوشتن، روزنامهنگاری و کار در نشریات پیشنهاد میشود که میخواهند از خلال یک داستان، حالوهوای درونی این فضا و تنشهای پنهان میان نویسندگان و ویراستاران را تجربه کنند.
زمان
۲ ساعت و ۳۳ دقیقه
حجم
۳۵۱٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۲ ساعت و ۳۳ دقیقه
حجم
۳۵۱٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
قابلیت انتقال
ندارد