
دانلود و خرید کتاب صوتی دانشجویان کهکشان نیو؛ جلد اول؛ دستگاه زمان
معرفی کتاب صوتی دانشجویان کهکشان نیو؛ جلد اول؛ دستگاه زمان
کتاب صوتی دانشجویان کهکشان نیو؛ جلد اول؛ دستگاه زمان نوشتهی آتوسا حسینی داستانی ماجراجویانه در دل آیندهای دور و کهکشانی تازه است که نشر آتوسا حسینی آن را منتشر کرده است و کتاب با گویندگی ساغر مشهدیزاده منتشر شده است. این کتاب صوتی شنونده را از شهری تحت سلطهی موجودات فضایی به سیارهای شگفتانگیز به نام یوردریم میبرد؛ جایی که انسانهای آزاد، دانشگاهی ویژه برای پرورش دانشجویان برتر ساختهاند تا شاید روزی بتوانند زمین را از چنگ سارسارها نجات دهند. در این کتاب صوتی، ماجراها از زاویهی دختری جوان به نام آنیتا روایت شده که در آستانهی بلوغ و شرکت در «جشن آتش» است؛ جشنی که در ظاهر، آغاز بزرگسالی و انتخاب شغل است اما در پشت پرده، به کنترل ذهن و احساسات انسانها توسط سارسارها منتهی میشود. درست در لحظهای که قرار است دکمهی هدایت روی پیشانی او نصب شود، حادثهای عجیب رخ میدهد و سرنوشتش بهکلی تغییر میکند. دانشجویان کهکشان نیو؛ جلد اول؛ دستگاه زمان ترکیبی از ماجراجویی فضایی، زندگی دانشجویی، کشف هویت فردی و پرسشهای عمیق دربارهی آزادی، احساسات انسانی و مسئولیت در برابر سرنوشت زمین است. شنونده در طول کتاب صوتی با جهانهای مختلف، فناوریهای پیشرفته، موجودات فضایی، دانشگاه اسکای، شهر یوردریم و شبکهای از رازها و توطئهها روبهرو میشود که همگی در قالب روایتی پراتفاق و پرجزئیات پیش میروند.
درباره کتاب دانشجویان کهکشان نیو؛ جلد اول؛ دستگاه زمان
کتاب دانشجویان کهکشان نیو؛ جلد اول؛ دستگاه زمان داستان خود را از سیارهی زمین در سال ۲۴۱۱ آغاز کرده است؛ زمینی که دیگر شبیه دنیای امروز نیست و تحت سلطهی موجودات فضاییای به نام سارسارها قرار دارد. در این جهان، انسانهای بالغ دکمهای روی پیشانی دارند که احساساتشان را خاموش و آنها را به موجوداتی مطیع و بیسؤال تبدیل کرده است. مراسمی به نام جشن آتش و اتاق انتخاب، ظاهراً برای تعیین شغل و ورود به بزرگسالی طراحی شده اما در واقع مرحلهی نهایی کنترل ذهن و حذف کنجکاوی است. در همین فضا، آنیتا که از کودکی پر از سؤال بوده، در آستانهی بلوغ قرار دارد و میان آرزوی «فرد برتر» شدن و ترس از جداشدن از خانواده و دوستانش سرگردان است. حادثهای در اتاق انتخاب رخ میدهد، دستگاه سارسارها روی ذهن او درست عمل نمیکند و موجودی نورانی وارد ماجرا میشود؛ همین رخداد، نقطهی آغاز انتقال او به منظومهی بست در کهکشان نیو و سیارهی یوردریم است. کتاب دانشجویان کهکشان نیو؛ جلد اول؛ دستگاه زمان پس از این نقطه، جهان تازهای را پیش روی شنونده میگذارد: سیارهی یوردریم، شهر یوردریم، دانشگاه اسکای، خانهی صلح، وزارت راه و ترابری فضایی، تونلهای میانبُر کهکشانی و ساختار سیاسی و علمی انسانهای آزاد. داستان در چندین بخش و قسمت پیدرپی پیش رفته است؛ از «روز انتخاب» و «منظومه بست» تا «شهر یوردریم و کلبه» و سپس ماجراهای دانشگاه، کلاسبندی، آشنایی با دوستان جدید مثل آیدا، آرمیتا، اریک و امیر، و کشف تاریخ مهاجرت انسانها از زمین. در خلال این بخشها، شنونده با مفاهیمی مثل دکمهی هدایت، سیتها (موجودات خدمتکار نیمهانسانـنیمهمیمون)، کپسولهای اسکن توانایی، سیستم آموزشی دانشگاه، ساخت کلبهی مخفی با قدرت ذهن و رازهای ژنتیکی خانوادهی آنیتا آشنا میشود. کتاب صوتی در این جلد، بیشتر به معرفی جهان، شکلگیری گروه دوستان، روشنشدن گذشتهی زمین و طرح نقشهی کلی مبارزه با سارسارها اختصاص یافته و پایان آن باز میماند تا مسیر جلدهای بعدی ادامه پیدا کند.
خلاصه داستان دانشجویان کهکشان نیو؛ جلد اول؛ دستگاه زمان
داستان با «روز انتخاب» در شهر تحت سلطهی سارسارها شروع میشود. آنیتا در آستانهی ۱۸ سالگی آمادهی شرکت در جشن آتش است؛ جایی که شغل هر فرد تعیین میشود و بر پیشانیاش مهری شبیه ماه حک میشود. او از کودکی پر از سؤال بوده: چرا شهرهای انسانهای اولیه متفاوت بوده، سارسارها از کجا آمدهاند، چرا انسانهای بالغ مهر پیشانی دارند و چرا هیچکس شغلش را خودش انتخاب نمیکند. خانوادهاش، بهویژه مادرش، بیشتر به «برتر شدن» او افتخار میکنند تا به احساساتش. برادرش رابرت سه سال قبل بهعنوان فرد برتر انتخاب شده و به پایگاه سارسارها رفته و عملاً از زندگی آنها حذف شده است. در اتاق انتخاب، آنیتا و هفت همسنوسالش روی تختها میخوابند، رباتها ماسک اکسیژن به آنها میدهند و سارسارها وارد میشوند. ظاهر سارسارها فلزی، سرد و بیمو است و چهرهای چندچشمی و زاویهدار دارند. دستگاهی روی سر آنیتا گذاشته میشود، درد شدیدی در پیشانی حس میکند و ناگهان آرامشی غیرعادی و علاقهای ساختگی نسبت به سارسارها در وجودش شکل میگیرد؛ نشانهی فعالشدن دکمهی هدایت. اما دستگاه اخطار میدهد، سارسارها مضطرب میشوند و در همان لحظه همهجا تاریک میشود. موجودی نورانی ظاهر میشود، دستگاهی کوچک روی پیشانی آنیتا میگذارد و او بیهوش میشود. وقتی به هوش میآید در اتاق خودش است، اما بیرون از پنجره، آسمان و طبیعتی میبیند که هیچ شباهتی به شهر خاکستری و مکانیکی زمین ندارد. خانهاش بدون اتاق پدر و مادر و برادرش به جایی ناشناخته منتقل شده است. غذایی آماده روی میز است، اما هیچکس در خانه نیست. بعد از استراحت، مرد جوانی به نام دیوید سر میرسد و خودش را مأمور همراهی او تا دانشگاه معرفی میکند. او فقط میگوید اینجا سرزمین یوردریم است و اجازه ندارد به سؤالهای بیشتر پاسخ دهد. آنیتا با سفینهای کوچک به دانشگاه اسکای میرسد؛ ساختمانی مرمری و باشکوه در میان باغی رویایی. در آنجا با پروفسور کلین آشنا میشود که او را وارد کپسول اسکن میکند تا تواناییهای ذهنی و جسمیاش سنجیده شود. برخلاف سیستم سارسارها، در اینجا نتیجهی اسکن فقط برای راهنمایی است و هر فرد باید خودش شغل آیندهاش را انتخاب کند و برای آن درس بخواند و تلاش کند. سپس آنیتا لباس سفید دانشجویی و شمایل با نوار آبی میگیرد و به سالن غذاخوری و اتاق نشیمن دانشجویان هدایت میشود. در دانشگاه، آنیتا با سه همدورهای مهم آشنا میشود: آیدا، اریک و آرمیتا. آنها دو ماه زودتر از او به یوردریم آمدهاند و تصمیم گرفتهاند هر کدام در موضوعی تحقیق کنند: آیدا دربارهی موجودات فضایی و کهکشانها، آرمیتا دربارهی زمین و گذشتگان، و اریک دربارهی تاریخ مهاجرت انسانها و ساختار منظومهی بست. آنیتا هم موضوع سارسارها را انتخاب میکند. آنها در سالن نشیمن، کتابخانه، اتاقهای مطالعه و با کمک لپتاپها و سیدیها، شروع به جمعآوری اطلاعات میکنند. در همین حین، شنونده با سیتها آشنا میشود؛ موجوداتی کوچک با ظاهر ترکیبی از انسان و میمون که برای خدمت در دانشگاه ساخته شدهاند. سانتی، یکی از سیتها، همراه و راهنمای اصلی آنیتا است و با تونلهای هدایتی او را در دانشگاه و شهر جابهجا میکند. رابطهی مهربانانهی آنیتا با سانتی، برای دیگران عجیب است چون اغلب دانشجویان سیتها را فقط خدمتکار میبینند. در جلسهای طولانی با پروفسور سارا بل، گذشتهی زمین برای آنیتا روشن میشود: انسانها زمانی سرشار از عشق، نوعدوستی و ایمان بودهاند، اما با پیشرفت فناوری و گسترش جنگها و خشونت، انرژی منفی بر سیاره غلبه کرده و هالهی محافظ زمین از بین رفته است. سارسارها که از کهکشان دیگری تبعید شدهاند، از این فرصت استفاده کرده و با انرژیهای سنگین به زمین حمله کردهاند. بیشتر انسانها از بین رفته یا بیهوش شدهاند و بازماندگان، دکمهی هدایت گرفتهاند و به بردگان بیاحساس تبدیل شدهاند. گروه کوچکی از انسانهای آزاد، به رهبری دانشمندان و مهندسان، در پایگاه زیرزمینی ساخت سفینه پناه گرفتهاند، سفینهی مادر را کامل کردهاند و از طریق یک میانبُر فضایی به منظومهی بست و سیارهی یوردریم مهاجرت کردهاند. پروفسور بل همچنین راز خانوادگی آنیتا را فاش میکند: مادربزرگ مادری او سوژهی آزمایشهای ژنتیکی پدربزرگش بوده که روی بازگرداندن تواناییهای مغزی و صفات انسانی کار میکرده است. بخشی از این تغییرات در نسلهای بعدی منتقل شده و احتمالاً آنیتا یکی از نتایج این پروژه است؛ انسانی با ظرفیت بالاتر برای استفاده از تواناییهای ذهنی و معنوی. به همین دلیل دستگاه سارسارها نتوانسته احساسات او را حذف کند و آنها تصمیم گرفتهاند او را از بین ببرند، اما نیروهای یوردریم در لحظهی آخر او را نجات دادهاند. از نظر سارسارها و حتی خانوادهاش، او اکنون دیگر وجود خارجی ندارد. در ادامه، گروه چهار نفرهی آنیتا، آیدا، اریک و آرمیتا با کمک آموزشهای ویژه و سیدیای که پروفسور کلین در اختیارشان گذاشته، متوجه میشوند که در سیارهی یوردریم «قدرت فکر» میتواند ماده و فضا را شکل دهد. آنها ابتدا وسیلهای پیچیده را فقط با تصویرسازی، شناخت دقیق اجزا و تمرکز میسازند و سپس با همین روش، کلبهای دوبلکس در جنگل شروین خلق میکنند؛ کلبهای که با استفاده از رمزی قدیمی از کتاب جادوگری و رموز آن، از دید دیگران پنهان میماند. این کلبه به پایگاه مخفی مطالعاتی آنها تبدیل میشود. در کلبه، آنها هر روز نتایج تحقیقاتشان را با هم در میان میگذارند. اریک دفترچهی نیمهکارهی کاپیتان سفینهی مادر را پیدا میکند که در آن، مسیر مهاجرت انسانها، کشف میانبُر فضایی، انتخاب سیارهی یوردریم و ساخت شهر و وزارتخانهها با لحنی سرشار از توکل به خداوند ثبت شده است. این نوشتهها برای چهار نوجوانی که در فرهنگ بیخدا و کنترلشدهی زمین بزرگ شدهاند، هم عجیب و هم آرامشبخش است. در دیدار دیگری با پروفسور کلین، آنیتا از سرنوشت برادرش و انسانهای «برتر» میپرسد. پروفسور توضیح میدهد که سارسارها خودشان هوش بالایی ندارند و برای طراحی نقشهها و کنترل جمعیت به انسانهای باهوش و بیاحساس نیاز دارند. افراد برتر در پایگاههای سارسارها، با بهترین امکانات علمی، روی طرحهایی کار میکنند که در نهایت علیه نوع بشر استفاده میشود؛ از جمله کنترل جمعیت، برنامهریزی ازدواج اجباری، تعیین زمان تولد فرزندان و حذف انسانهای بالای ۶۰ سال در قالب مراسم فریبندهی «خداحافظ زمین». همچنین خبر میدهد که سارسارها در حال ساخت دستگاهی عظیم برای تغییر هوای زمین و شهری ویژهی انسانهای برتر هستند و احتمالاً در هفت سال آینده، بقیهی انسانها نابود خواهند شد. این خبر در آنیتا خشم و نفرتی عمیق نسبت به سارسارها ایجاد میکند، اما پروفسور تأکید میکند که هدف، انتقام کور نیست بلکه برنامهریزی برای نجات زمین است و برای این کار به کمک همهی آنها نیاز است. او از آنیتا میخواهد این اطلاعات فعلاً فقط بین گروه کوچکشان بماند. در همین زمان، زندگی روزمرهی دانشجویی در دانشگاه اسکای ادامه دارد: ورزش صبحگاهی، کلاسهای آمادگی، گردش در شهر، آشنایی با دانشجویان دیگر مثل دانیال و الیسا، و کشف بازارها و فضاهای مختلف سیاره. در بخشهای پایانی این جلد، گروه چهار نفره بیش از پیش به هم نزدیک میشوند، کلبه را به خانهی دوم خود تبدیل میکنند، وسایل شخصیشان را از خانههای خیالی زمینی به آنجا میآورند و برای شروع رسمی کلاسها و مأموریتهای آینده آماده میشوند. در عین حال، رؤیای مرموزی که در آن مردی ناشناس چیزی به آنیتا میدهد و اشارههایی به گوی شیشهای از سیارهی نیتان، افق ماجرا را به سوی دستگاهها و سفرهای زمانی و بازارهای پنهان در سیارههای دیگر باز میگذارد و شنونده را در آستانهی ماجراهای پیچیدهتر رها میکند.
چرا باید کتاب دانشجویان کهکشان نیو؛ جلد اول؛ دستگاه زمان را بشنویم؟
کتاب صوتی دانشجویان کهکشان نیو؛ جلد اول؛ دستگاه زمان چند لایهی جذاب را همزمان پیش برده است. از یک طرف، شنونده با یک ماجرای پرکشش علمیـتخیلی روبهرو است: حملهی موجودات فضایی، مهاجرت انسانها به کهکشانی دیگر، سیارهای با قوانین عجیب، دانشگاهی ویژه و فناوریهایی مثل تونلهای هدایتی، سفینههای هوشمند و کپسولهای اسکن. از طرف دیگر، در دل این فضا، تجربهی بسیار انسانیِ یک نوجوان کنجکاو روایت شده که ناگهان از خانواده و دنیای آشنایش جدا شده و باید در محیطی تازه، دوستان جدید پیدا کند، هویت خود را بفهمد و جایگاهش را در طرحی بزرگتر پیدا کند. این کتاب صوتی بهجای تمرکز صرف بر نبردهای فضایی، روی مفاهیمی مثل آزادی اراده، نقش احساسات انسانی، مسئولیت فرد در برابر سرنوشت جمعی و قدرت فکر و آگاهی مکث کرده است. شنونده در خلال گفتوگوهای آنیتا با پروفسورها، دوستانش و حتی سیتها، با پرسشهایی روبهرو میشود که به زندگی امروز هم مربوط است: اگر راحتی کامل در ازای از دستدادن اختیار و احساسات پیشنهاد شود، ارزشش را دارد؟ آموزش واقعی چه تفاوتی با «پر کردن حافظه» دارد؟ و آیا میتوان با تغییر درونی، جهان بیرون را هم تغییر داد؟ از سوی دیگر، فضای دانشگاه اسکای و کلبهی مخفی در جنگل شروین، حالوهوای زندگی دانشجویی، دوستیهای تازه، کار گروهی، تحقیق مشترک و کشف تدریجی جهان را زنده کرده است. شنونده همراه شخصیتها، قدمبهقدم با ساختار سیارهی یوردریم، تاریخ مهاجرت انسانها، سیاستهای بینسیارهای و رازهای علمی و معنوی این جهان آشنا میشود، بدون اینکه همهچیز یکباره و خشک توضیح داده شود. برای کسانی که به دنبال داستانی طولانی و پرجزئیات هستند، این کتاب صوتی شروع یک مجموعه است و پایان باز آن، نوید ادامهی ماجراها در جلدهای بعدی را میدهد. ترکیب ماجراجویی، تعلیق، دوستی، کشف علمی و لایههای معنوی، شنیدن آن را به تجربهای تبدیل کرده که هم برای سرگرمی مناسب است و هم برای فکرکردن به آیندهی انسان و معنای «انسان بودن».
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب صوتی به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای علمیـتخیلی، سفرهای فضایی و جهانسازیهای مفصل علاقه دارند. به نوجوانان و جوانانی پیشنهاد میشود که از دنبالکردن یک قهرمان همسنوسال خود در مسیر کشف هویت، دوستی و مسئولیت لذت میبرند. به شنوندگانی پیشنهاد میشود که دوست دارند در کنار ماجرا و تعلیق، دربارهی آزادی، کنترل ذهن، آموزش، قدرت فکر و آیندهی زمین تأمل کنند. همچنین به علاقهمندان دنیاسازیهای سریالی و مجموعههای چندجلدی پیشنهاد میشود که دنبال شروع یک جهان داستانی بلندمدت هستند.
زمان
۱۰ ساعت و ۵ دقیقه
حجم
۵۵۴٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۱
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۱۰ ساعت و ۵ دقیقه
حجم
۵۵۴٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۱
قابلیت انتقال
ندارد