
دانلود و خرید کتاب صوتی نیمه پنهان ماه جلد ۳۰ (شهید نورعلی شوشتری)
معرفی کتاب صوتی نیمه پنهان ماه جلد ۳۰ (شهید نورعلی شوشتری)
کتاب صوتی نیمه پنهان ماه ۳۰؛ شهید نورعلی شوشتری نوشتهی مریم عرفانیان روایتی بلند، صمیمی و پرجزئیات از زندگی یکی از فرماندهان نامآشنای دفاع مقدس است که از زبان همسرش طیبه دورری سرولایتی روایت شده است. نشر روایت فتح آن کتاب را منتشر کرده است و کتاب صوتی با گویندگی معصومه سادات علوی در اختیار مخاطبان قرار گرفته تا شنونده نهفقط با یک زندگی شخصی که با بخشی از تاریخ انقلاب و جنگ از زاویهی درون خانهی یک رزمنده آشنا شود. در این کتاب صوتی، زندگی نورعلی شوشتری از کودکی در روستای ینگجه و خانوادهای مذهبی و روحانی، تا جوانی، ازدواج، سالهای سخت معیشت، ورود به سپاه، حضور در کردستان و جبهههای جنوب و غرب و درنهایت روزهای منتهی به شهادت در منطقهی پیشین سیستان و بلوچستان دنبال شده است. محور اصلی روایت، نگاه و خاطرات همسر شهید است؛ زنی که از کودکی یتیمی، ازدواج سنتی، زندگی در روستا، مهاجرت به شهر، فقر، دوریهای طولانی، بزرگکردن شش فرزند در سالهای جنگ و تهدید منافقین میگوید و در لابهلای این خاطرات، چهرهای انسانی و نزدیک از شهید شوشتری ترسیم میکند. کتاب صوتی نیمه پنهان ماه ۳۰؛ شهید نورعلی شوشتری با تمرکز بر جزئیات روزمره، گفتوگوهای خانوادگی، صحنههای بیمارستان، بمباران، اعزامها، مجروحیتها و لحظههای دعا و توسل، شنونده را به فضای عینی سالهای انقلاب و جنگ میبرد؛ فضایی که در آن، هم رنج و فقر و ترس حضور دارد و هم ایمان، شوخطبعی، مهربانی و ایستادگی.
درباره کتاب نیمه پنهان ماه جلد ۳۰ (شهید نورعلی شوشتری)
کتاب نیمه پنهان ماه ۳۰؛ شهید نورعلی شوشتری بر پایهی گفتوگو با همسر شهید شکل گرفته و مریم عرفانیان این روایت طولانی و پرپیچوخم را بهصورت یک متن پیوسته و داستانوار تنظیم کرده است. در آن کتاب، ابتدا با مقدمهی ناشر مواجه میشویم که فصل انقلاب اسلامی را در «کتاب قطور تاریخ» بهعنوان فصلی سرخ و بیخزان توصیف کرده است؛ فصلی که با خون و اشک نوشته شده و چهرهی سرداران را از زیر غبار زمان بیرون میآورد. بعد از آن، مقدمهی نویسنده با حالوهوای پاییزی و دلتنگی همسر شهید آغاز میشود؛ پاییزی که برای او یادآور روز شهادت نورعلی است و هر سال با برگریزان، دلتنگی و اشک را به خانهاش برمیگرداند. در ادامهی کتاب صوتی نیمه پنهان ماه ۳۰؛ شهید نورعلی شوشتری، روایت اصلی از کودکی طیبه در روستای ینگجه، مرگ پدر محضردار، سختیهای یتیمی، سرپرستی برادر ناتنی، کوچ به درگز و قوچان و آشنایی تدریجی با نورعلی آغاز میشود. بخشهای متعددی به شکل فصلهای نانوشته اما مشخص در متن قابل تشخیص است: از «ازدواج» و مراسم نامزدی ناگهانی و عقد در محضر، تا «شروع زندگی مشترک» در خانهی کاهگلی پدر شوهر، «سالهای فقر و کار» با مینیبوس و تراکتور، «رفتن به تهران و جنوب برای کار»، «تولد فرزندان» یکی پس از دیگری، «فضای انقلاب» در روستا، پخش اعلامیهها، دستگیریها و تبعیدها، و سپس «ورود به سپاه» با خوابهای پیاپی پیرمردی شبیه امام خمینی. در نیمهی میانی کتاب نیمه پنهان ماه ۳۰؛ شهید نورعلی شوشتری، شنونده وارد سالهای جنگ میشود: دورهی آموزش در پادگان، عضویت در گروه ضربت برای جمعآوری سلاح، اعزام به کردستان، عملیاتهای مختلف از جمله خیبر، والفجر ۳ و رمضان، مجروحیت روی مین و گچگرفتن پا، فرماندهی گردان و ماجراهایی مثل درگیری تنبهتن با سرهنگ عراقی. در کنار این صحنهها، فصلهای پررنگی از «زندگی پشت جبهه» دیده میشود: تهدید منافقین، کوکتل مولوتوف، بدوبیراه روی در خانه، زنگهای نیمهشب، ترس بچهها، جابهجایی مداوم خانه، خرید خانهی جدید با قرض، صندوق «بیمهی امام زمان»، بیماریهای پیدرپی بچهها، عملهای جراحی، بستریشدنها، سفرهای خانوادگی به اهواز و باختران، بمباران شرکت نفت، شیشههای شکسته، تونلهای مینگذاریشدهی خرمشهر و حضور کوتاه اما پراثر خانواده در مناطق جنگی. ساختار کتاب بر محور زمان پیش میرود اما بارها به عقب و جلو میرود تا خاطرهای، رؤیایی یا صحنهای از دعا و توسل را به لحظهی حال پیوند بزند و درنهایت تصویری چندبعدی از یک زندگی مشترک در سایهی جنگ و انقلاب بسازد.
خلاصه کتاب نیمه پنهان ماه جلد ۳۰ (شهید نورعلی شوشتری)
در کتاب صوتی نیمه پنهان ماه ۳۰؛ شهید نورعلی شوشتری، محور اصلی روایت، زندگی مشترک طیبه دورری سرولایتی و نورعلی شوشتری است؛ از روزهای کودکی و نوجوانی تا سالهای پس از جنگ. متن با تصویر روستای ینگجه آغاز میشود؛ روستایی کوهستانی با تابستانهای خنک، زمستانهای سرد، سپیدارهای بلند، رودخانهی کوچک و زنانی که کنار آب، رخت میشویند و قالیچههای طرح اسلیمی را در آب میاندازند. طیبه در چنین فضایی بزرگ میشود، در هفتسالگی پدرش را از دست میدهد، همراه چهار خواهرش زیر سرپرستی برادر ناتنی میرود، از درگز تا قوچان و دوباره درگز جابهجا میشود و در رفتوآمدهای خانوادگی، نورعلی را میبیند؛ پسری از همان روستا، فرزند حاج فرجالله کدخدا و روحانی روستا. ازدواج آنها بهشیوهای کاملاً سنتی و تا حدی ناگهانی شکل میگیرد؛ بدون آنکه طیبه پیشاپیش به ازدواج فکر کرده باشد. نامزدی در روستا برگزار میشود، عقد در محضر با امضای لرزان دختر نوجوان انجام میشود و زندگی مشترک در خانهی کاهگلی پدر شوهر، با یک اتاق سهدرچهار، یک پلاس دستباف مادرشوهر، چند ظرف ساده و جهیزیهای بسیار مختصر شروع میشود. سالهای اول زندگی، زیر سایهی خشکسالی، آفت، ملخ، بیپولی و مسئولیت تأمین معاش چند خانواده میگذرد. نورعلی گاو و گوسفند میفروشد، مینیبوس میخرد، در جادهی خاکی ینگجه–قوچان مسافرکشی میکند، بعد مینیبوس را میفروشد و تراکتور میخرد، باز هم دخل و خرج نمیخواند و ناچار برای کار به تهران، اهواز، بندرعباس و شمال میرود. در این میان، یکییکی بچهها به دنیا میآیند: مهناز، فرجالله، روحالله، حسین، زهرا و فاطمه؛ هر تولد با غیبت یا بازگشت ناگهانی پدر، قابلهی روستایی، اذان در گوش نوزاد و نگرانی مادر گره میخورد. با اوجگرفتن انقلاب، فضای روستا تغییر میکند؛ عموزادههای روحانی نورعلی از ظلم شاه، تبعید امام و نوارها و اعلامیهها میگویند، ساواک یکی از روحانیان فامیل را دستگیر و شکنجه میکند، مادرشوهر در بستر بیماری از «آمدن امام» میشنود و امید میگیرد. بعد از پیروزی انقلاب، پیشنهاد کار دولتی در شهر مطرح میشود اما نورعلی بهخاطر مسئولیت نسبتبه خانوادهی برادرانش و دلبستگی به روستا نمیپذیرد. کمی بعد، با خوابهای پیاپی پیرمردی شبیه امام خمینی و اصرار شیخ علی شوشتری، به سپاه میپیوندد، دورهی آموزشی را در مشهد میگذراند و عضو گروه ضربت میشود؛ گروهی که مأمور جمعآوری سلاحهای غیرمجاز از روستاها و عشایر است. اسلحهها شبانه زیر لحاف و تشک خانهی ینگجه پنهان میشود و صبح با ماشین سپاه به نیشابور منتقل میشود. با شروع جنگ، زندگی خانواده وارد مرحلهای تازه میشود. نورعلی به کردستان اعزام میشود، در جنگ داخلی با ضدانقلاب شرکت میکند، در محاصره میماند، از سقف خانهای متروک وارد میشود، روزها بدون آب و غذا میگذراند و با یک بیسکویت در کولهپشتی زنده میماند. بعد به جبهههای جنوب و غرب میرود؛ در عملیات خیبر در جزیرهی مجنون، در محاصرهی تانکهای عراقی، مدارکش را زیر خاک پنهان میکند تا اگر اسیر شد، پاسدار بودنش معلوم نشود و در لحظهای بحرانی، با گردوخاک و باران سیلآسا نجات پیدا میکند. در والفجر ۳، روی تپهی «کلهقندی» با سرهنگ جاسم یعقوب، داماد صدام، تنبهتن درگیر میشود، او را با سیلیهای پیاپی از پا درمیآورد و اسیرش میکند. در عملیات رمضان روی مین میرود، بخشی از کف پایش از بین میرود، در بیمارستان بستری میشود، با پای گچگرفته و زخمی به خانه میآید اما آرام نمیگیرد و دوباره به خط برمیگردد؛ پایی که هرگز مثل قبل نمیشود. در تمام این سالها، طیبه در نیشابور و شهرهای دیگر، با شش بچه، خانههای اجارهای نمور، دیوارهای مرطوب، موشها، تهدید منافقین، زنگهای نیمهشب، بدوبیراه روی در، احتمال کوکتل مولوتوف، جابهجایی مداوم خانه، خرید خانهی کوچک روبهروی بنیاد شهید با قرض و وام، و صندوق «بیمهی امام زمان» دستوپنجه نرم میکند. او بارها در نبود همسر، با بیماریهای سخت بچهها روبهرو میشود: آپاندیس ترکیدهی حسین، عمل مجدد بهخاطر تابخوردن رودهها، عفونت ریهی نوزاد، تبهای طولانی روحالله، بستریشدنهای پیدرپی در بیمارستان نیشابور و مشهد، رفتوآمد با آمبولانس در برف و کولاک، بستن بچه به پشت با چادر برای طیکردن مسیر طولانی بیمارستان تا خانه، و لحظههایی که دکترها از زندهماندن فرزند ناامیدند اما او با نماز حاجت و توسل، امیدش را از دست نمیدهد. در کنار این رنجها، صحنههای دیگری هم پررنگ است: سفرهای خانوادگی به اهواز و باختران، زندگی در خانههای بزرگ اشتراکی با چند خانوادهی رزمنده، آشپزی برای همه، دیدن خرمشهر خالی و مدرسهی پر از جای گلوله و مین، بمباران شرکت نفت و شکستن شیشههای ساختمان، پناهگرفتن زیر پلهها، شوک زهرا از صدای انفجار، و بازگشت به نیشابور. در تمام این مسیر، رابطهی عاطفی میان طیبه و نورعلی، شوخطبعیهای او، توصیهاش به صبر «زینبوار»، حساسیتش نسبتبه بیتالمال، نپذیرفتن هدیهها و امتیازها، و دلبستگیاش به خانواده و روستا، چهرهای انسانی و ملموس از یک فرماندهی جنگ میسازد که هم در خط مقدم حضور دارد و هم در جزئیترین نگرانیهای خانه و بچهها دیده میشود.
چرا باید کتاب نیمه پنهان ماه جلد ۳۰ (شهید نورعلی شوشتری) را بشنویم؟
شنیدن کتاب صوتی نیمه پنهان ماه ۳۰؛ شهید نورعلی شوشتری فرصتی است برای آشنایی نزدیک با زندگی یک فرمانده جنگ از زاویهای که معمولاً کمتر دیده میشود؛ زاویهی خانه، همسر و فرزندان. آن کتاب نشان میدهد پشت هر نام آشنا در تاریخ جنگ، سالها فقر، کار سخت، دلکندن از روستا، تلاش برای تأمین معاش چند خانواده، و در عین حال پایبندی به ایمان و اخلاق وجود داشته است. این کتاب صوتی، تصویر کلیشهای از «زندگی رزمنده» ارائه نمیدهد؛ بلکه با جزئیات روزمره، از شستن لباس کنار رودخانهی روستا تا دوختن شلوار کردی شبانه برای جبران خرج خانه، از ترس زنگ نیمهشب منافقین تا نگرانی بالای سر تخت بیمارستان، از پاروکردن برف پشتبام در بارداری تا حمل بچهی تبدار در برف و کولاک، شنونده را درگیر تجربهای عینی میکند. در این میان، شخصیت نورعلی شوشتری نهفقط بهعنوان فرمانده سپاه، که بهعنوان همسر، پدر، برادر و فرزند به تصویر کشیده شده است؛ کسی که میان مسئولیت جبهه و خانواده، مدام در رفتوآمد است و سعی میکند هیچکدام را رها نکند. برای کسانی که میخواهند فضای انقلاب و جنگ را فراتر از گزارشهای رسمی و عدد و آمار بشناسند، این کتاب صوتی یک روایت طولانی از «زیستن در آن سالها» است؛ روایتی که در آن، نقش زنان و کودکان، فشارهای روانی، تهدیدها، جابهجاییها، و همچنین لحظههای همدلی، شوخی، مهماننوازی و توسل، بهخوبی دیده میشود. شنیدن این کتاب میتواند نگاه شنونده را نسبتبه مفهوم ایثار، صبر، مسئولیتپذیری و معنویت در زندگی روزمره عمیقتر کند و نشان دهد چگونه یک خانوادهی روستایی با تکیه بر باور دینی و همدلی، از دل سختترین شرایط عبور کرده است.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی نیمه پنهان ماه ۳۰؛ شهید نورعلی شوشتری به علاقهمندان زندگینامههای شهدا و فرماندهان جنگ، پژوهشگران و دانشجویان حوزهی تاریخ انقلاب و دفاع، و کسانی که به روایتهای خانوادگی و زنانه از سالهای جنگ علاقه دارند پیشنهاد میشود. همچنین به مخاطبانی که دغدغهی شناخت نقش زنان در پشت جبهه، تجربهی زیستهی فقر، مهاجرت، تهدید و تربیت فرزند در شرایط بحرانی را دارند، و به خانوادههایی که میخواهند دربارهی صبر، توکل و همراهی در زندگی مشترک تأمل کنند، شنیدن این کتاب صوتی پیشنهاد میشود.
زمان
۳ ساعت و ۴۲ دقیقه
حجم
۵۰۹٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۳ ساعت و ۴۲ دقیقه
حجم
۵۰۹٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
قابلیت انتقال
ندارد