
دانلود و خرید کتاب صوتی نیمه پنهان ماه جلد ۱۴ (شهید محمد اصغرخواه)
معرفی کتاب صوتی نیمه پنهان ماه جلد ۱۴ (شهید محمد اصغرخواه)
کتاب صوتی نیمه پنهان ماه ۱۴؛ شهید محمد اصغر خواه نوشته فاطمه غفاری روایتی بلند، صمیمی و پرجزئیات از زندگی و شهادت فرمانده سپاه، محمد اصغریخواه است که به روایت همسرش سیدهنساء هاشمیان شکل گرفته است. نشر روایت فتح آن کتاب را منتشر کرده است و کتاب با گویندگی مریم همتی منتشر شده تا شنونده را قدمبهقدم از شالیزارهای شمال تا ارتفاعات کردستان همراه این زوج ببرد. در این کتاب صوتی، زندگی محمد از کودکی در روستای سیگارود، ورودش به سپاه، سالهای پرالتهاب انقلاب و کردستان، ازدواج با نساء، فرماندهی گردان کمیل، جانبازی اعصاب و روان و درنهایت شهادت در عملیات، در قالب خاطراتی پیوسته و زنده روایت شده است. محور اصلی روایت، نگاه و احساسات همسر شهید است؛ زنی طلبه، فعال انقلابی و معلم که از دل سنتهای روستایی به متن انقلاب و جنگ قدم گذاشته و حالا باید میان عشق، ایمان، ترس، تنهایی و مسئولیت مادری تعادل پیدا کند. کتاب صوتی نیمه پنهان ماه ۱۴؛ شهید محمد اصغر خواه بیش از آنکه فقط به میدان جنگ بپردازد، به جزئیات زندگی مشترک، اختلافهای فکری و فرهنگی، شوخیها، رنج بیماری اعصاب و روان، دلتنگیهای جبهه و پشت جبهه و سالهای بعد از شهادت میپردازد؛ سالهایی که نساء با دو فرزند خردسال، فشار نگاه جامعه، بیماری جسمی و سؤالات بیپایان بچهها درباره «چرا بابا رفت و برنگشت» روبهرو است. این کتاب صوتی شنونده را با چهرهای انسانی، پر از ضعف و قوت، از یک فرمانده جنگ آشنا میکند؛ مردی که هم فرمانده گردان است و هم پدری شیفته فرزندانش و هم همسری که در اوج بیماری، نگران دل همسرش است.
درباره کتاب نیمه پنهان ماه جلد ۱۴ (شهید محمد اصغرخواه)
کتاب نیمه پنهان ماه ۱۴؛ شهید محمد اصغر خواه با تمرکز بر روایت سیدهنساء هاشمیان، زندگی محمد اصغریخواه را از زاویهای خانوادگی و عاطفی دنبال کرده است. در پاراگرافهای آغازین، ناشر با نگاهی نمادین از «فصل انقلاب در کتاب قطور تاریخ» حرف زده است و بعد نویسنده با مقدمهای تصویری، شنونده را به شمال میبرد؛ میان باغها و شالیزارها و آدمهای آفتابسوختهای که ساده و بیادعا زندگی میکنند. از دل همین فضا، محمد معرفی میشود؛ جوانی روستایی، کمادعا و ناشناخته که نامش در هیاهوی اسامی مشهور شنیده نمیشود اما در آسمانها «مشهورتر از زمین» توصیف شده است. سپس روایت به کودکی و نوجوانی نساء در روستای سیگارود، خانواده خانزاده مادری، سختیهای تحصیل دختران، عبور روزانه از رودخانه با قایق، فعالیتهای انقلابی در چالوس، درگیری با ساواک و حضور در حوزه علمیه میرسد. این پیشزمینه، شخصیت راوی را میسازد؛ زنی که بعدها همسر یک پاسدار میشود. در ادامه کتاب نیمه پنهان ماه ۱۴؛ شهید محمد اصغر خواه، شنونده وارد جزئیات آشنایی و خواستگاری میشود: معرفی محمد در سپاه لنگرود، تردیدهای نساء بهخاطر سن کمتر محمد و وضعیت مالیاش، نقش پررنگ آقای ناصرنیا در قانعکردن او، مهریه متفاوت (فقط یک سفر مکه)، عقد ساده با نان و پنیر و سبزی، و شروع زندگی در اتاقی ۱۲ متری با حداقل امکانات. سپس فصلهای متعددی به زندگی مشترک، رفتوآمد میان قم و لنگرود، تلاش نساء برای ادامه تحصیل حوزوی، حساسیتهای مذهبی محمد و بحثهای فقهی و فکری آن دو اختصاص یافته است. بخش مهمی از کتاب به بیماری اعصاب و روان محمد بعد از عملیات رمضان، تشخیص جانبازی اعصاب و روان، حملههای عصبی، دردهای جسمی، درمانهای بینتیجه، مراقبت شبانهروزی نساء، و قضاوتهای سنگین مردم و خانوادههایی که او را «فرماندهای که در خانه مانده» میدیدند اختصاص دارد. در فصلهای بعدی کتاب نیمه پنهان ماه ۱۴؛ شهید محمد اصغر خواه، شنونده با ساختن خانه جدید نزدیک جنگل، تولد سجاد و سوده، وابستگی عاطفی شدید محمد به دخترش، بازیهای پدر و فرزندی، سفرهای مشهد، مأموریتهای کردستان، دلتنگیهای تلفنی، و در عین حال، سختیهای اقتصادی و تنهایی نساء در خانهای نیمهکاره روبهرو میشود. سپس روایت به اوج خود میرسد: آخرین مرخصی، ناهار دونفره در رستوران کنار جاده، خرید فرش و سرویس چینی برای «جهاز سوده»، تماس تلفنی شب عید با لحنی شکسته، و در نهایت خبر شهادت محمد در نهم فروردین ۱۳۶۷ و سالها بیخبری از پیکر او تا بازگشت استخوانهایش در ۱۳۶۹. بخش پایانی کتاب به سالهای بعد از جنگ، تلاش نساء برای ادامه تحصیل تا فوقلیسانس، بزرگشدن سجاد و سوده، سؤالات بیپایان بچهها از خدا، فشار نگاه جامعه بر زن جوان شهید، و ماندن همیشگی نساء در وضعیت «نیمهشاد» میپردازد؛ زنی که هنوز عید را سیاه میپوشد و شادیاش را مشروط به دیدار دوباره محمد در جهان دیگر میداند.
خلاصه کتاب نیمه پنهان ماه جلد ۱۴ (شهید محمد اصغرخواه)
در این کتاب صوتی، محور اصلی روایت، زندگی مشترک سیدهنساء هاشمیان و محمد اصغریخواه است؛ از لحظههای قبل از آشنایی تا سالها بعد از شهادت. نویسنده با تکیهبر خاطرات نساء، چند خط اصلی را دنبال کرده است. نخست، شکلگیری شخصیت راوی است: دختری از خانوادهای مرفه در روستای سیگارود، با پدری معتمد محل و مادری خیاط و آرایشگر، که برخلاف رسم رایج، با اصرار مادر به مدرسه میرود، برای ادامه تحصیل از رودخانه میگذرد، در چالوس با ساواک و حزب رستاخیز درگیر میشود، در تظاهرات شرکت میکند، از تیراندازی جان بهدر میبرد، در حوزه علمیه فلسفه و مکاتب غربی میخواند و مسئول واحد ایدئولوژی سپاه لنگرود میشود. این پیشینه، نساء را به زنی آگاه، اهل بحث و در عین حال احساسی تبدیل کرده است. دوم، آشنایی و ازدواج با محمد است: پاسداری روستازاده، کمتوقع و مؤمن که با ۴ هزار تومان پسانداز، خواستگاری میکند. نساء ابتدا بهخاطر کوچکتر بودن سن محمد و تفاوت طبقاتی خانوادهها مردد است، اما با اصرار آقای ناصرنیا و تحقیق درباره ایمان و شجاعت محمد، میپذیرد. مهریهاش را «یک سفر مکه» قرار میدهد و زندگی را در اتاقی کوچک، با موکت شش متری، گاز سهشعله و ظرفهای ملامین شروع میکند. اختلافهای فرهنگی و سلیقهای (از نوع پوشش و آراستگی تا نحوه معاشرت) در همان شبهای اول بروز میکند، اما گفتوگو، انعطاف و استدلال دینی، بهتدریج این فاصلهها را کم میکند. سوم، سالهای جنگ و بیماری است: محمد بین جبهه و پشت جبهه در رفتوآمد است، فرمانده گردان میشود، در عملیات رمضان و دیگر عملیاتها شرکت میکند و در اثر موج انفجار، دچار آسیب شدید اعصاب و روان میشود. حملههای عصبی، دردهای قلب و شکم، حساسیت به صدا، هذیان در خواب، و از دستدادن کنترل رفتار، زندگی خانوادگی را زیرورو میکند. نساء با آمپول، بستن چادر نماز دور شکم، مراقبت شبانهروزی و همراهی در همه جا، عملاً پرستار اختصاصی او میشود. در عین حال، مردم و برخی خانوادههای رزمندگان، محمد را به «نرفتن جبهه» متهم میکنند چون مجروحیتش دیده نمیشود. چهارم، بُعد عاطفی و پدرانه محمد است: وابستگی شدید به سوده، بازیهای طولانی با بچهها، حمامبردن آنها، شعرخوانی، شوخیهای عاشقانه با نساء، تلاش برای یادگرفتن صوت و لحن قرآن، شکار و ماهیگیری، ساختن خانهای که «طبق سلیقه زن» طراحی میشود، و حساسیت نسبت به کرامت همسر. در کنار این، اشتیاق عمیق به شهادت و دعاهای طولانی در قنوت، که نساء را میان ترس از تنهایی و احترام به ایمان شوهرش معلق نگه میگذارد. پنجم، شهادت و پس از آن است: آخرین مرخصی، ناهار دونفره در رشت، خرید وسایل خانه، رفتن دوباره به جبهه با وعده سفر شیراز بعد از عید، تماس تلفنی پر از بغض شب عید، و سپس خبر شهادت در نهم فروردین. پیکر محمد روی سینه کوه میماند و سالها بعد، دوستانش استخوانها را مخفیانه میآورند. نساء با شوک، بیهوشیهای مکرر، نداشتن سنگ قبر، مخالفت با قبر یادبود، صورتبرداری از وسایل خانه توسط بنیاد، و نگاه سنگین مردم روبهرو میشود. او برای نجات خود و بچهها، به مشهد میرود، دوباره درس میخواند، تا فوقلیسانس پیش میرود و سجاد و سوده را با سختگیری و دوری از ترحم بزرگ میکند. بااینحال، خلأ پدر در لحظههای مهم زندگی بچهها، از رونویسی وصیتنامه توسط سجاد تا گریه سوده در شب عقد، نشان میدهد که زخم شهادت برای خانواده، زخمی طولانی است. در مجموع، کتاب نشان میدهد که جنگ فقط در خط مقدم رخ نداده، بلکه در اتاقهای کوچک، حیاطهای خاکی، صف نفت، کلاسهای درس و دلهای زنانی ادامه داشته که میان عشق، ایمان، خشم، فقر و تنهایی، ایستادهاند.
چرا باید کتاب نیمه پنهان ماه جلد ۱۴ (شهید محمد اصغرخواه) را بشنویم؟
این کتاب صوتی برای شنونده تصویری نزدیک و جزئی از زندگی یک فرمانده جنگ و خانوادهاش فراهم میکند؛ تصویری که نه از پشت تریبونها، بلکه از داخل آشپزخانه کوچک، اتاق ۱۲ متری، صف نفت و حیاط خانهای نیمهکاره دیده میشود. در آن کتاب، محمد اصغریخواه نهتنها بهعنوان فرمانده گردان و رزمنده، بلکه بهعنوان همسر، پدر، بیمار اعصاب و روان، فرزند روستایی و مردی با ترسها و تردیدهای شخصی دیده میشود. این چندوجهیبودن، فهم شنونده از مفهوم «شهید» را از یک تصویر یکبعدی به انسانی پیچیده و واقعی نزدیک میکند. از سوی دیگر، روایت سیدهنساء هاشمیان فرصتی است برای دیدن سهم زنان در انقلاب و جنگ؛ زنی که هم فعال سیاسی و طلبه است، هم معلم، هم پرستار همسر جانباز، هم مادر دو کودک و هم زنی تنها که باید زیر فشار نگاه جامعه و ساختارهای اداری، خودش را سرپا نگه دارد. شنونده در طول کتاب با سؤالات عمیق او درباره عدالت، مسئولیت، قضاوت اجتماعی، تربیت فرزند شهید و نسبت عشق و ایمان روبهرو میشود. کتاب صوتی نیمه پنهان ماه ۱۴؛ شهید محمد اصغر خواه همچنین برای کسانی که میخواهند تجربه جانبازی اعصاب و روان را از نزدیک بفهمند، منبعی پرجزئیات است؛ از توصیف حملهها و درمانها تا تأثیر آن بر روابط خانوادگی. در کنار این، شنونده با فضای اجتماعی شمال، فرهنگ روستایی، مناسبات خانوادگی، و تغییرات بعد از انقلاب و جنگ آشنا میشود. ترکیب این لایهها، آن کتاب را به روایتی شنیدنی از فرازونشیب یک زندگی مشترک در دل تاریخ معاصر ایران تبدیل کرده است. برای شنوندهای که به جای شعار، بهدنبال لمسکردن زندگی روزمره آدمهایی است که نامشان در کنار واژههایی مثل «جبهه» و «شهادت» آمده، این کتاب صوتی امکان همنشینی طولانی با یک خانواده را فراهم میکند؛ همنشینیای که در آن خنده، دعوا، قهر، آشتی، فقر، بیماری، عشق و دلتنگی کنار هم دیده میشود.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن این کتاب صوتی به کسانی پیشنهاد میشود که به زندگینامه شهدا و فرماندهان جنگ علاقه دارند و میخواهند آن را از زاویه نگاه همسر و خانواده دنبال کنند. به پژوهشگران و دانشجویان رشتههای تاریخ، مطالعات جنگ، جامعهشناسی و مطالعات زنان که بهدنبال روایتهای میدانی از تجربه جنگ و پیامدهای آن بر خانوادهها هستند نیز پیشنهاد میشود. همچنین به معلمان، مربیان، فعالان فرهنگی و شنوندگانی که دغدغه تربیت فرزندان در خانوادههای آسیبدیده از جنگ، یا شناخت بهتر جانبازی اعصاب و روان را دارند، میتواند مفید باشد. به علاقهمندان خاطرات انقلاب و دفاع، و کسانی که دوست دارند فضای اجتماعی و فرهنگی شمال ایران در آن سالها را از زبان یک زن تجربهکرده بشنوند نیز پیشنهاد میشود.
زمان
۲ ساعت و ۱۳ دقیقه
حجم
۱۲۲٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۲ ساعت و ۱۳ دقیقه
حجم
۱۲۲٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
قابلیت انتقال
ندارد