چشمهایش

دانلود و خرید چشمهایش

۴٫۲ از ۳۴۸ نظر
۴٫۲ از ۳۴۸ نظر

برای خرید و دانلود   چشمهایش  نوشته  بزرگ علوی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

نظرات کاربران

nassim
عاشق کتاب خوندنم.خواهش میکنم کتاب بخونید تا سطح علمیتون بالابره.واقعا کشورمون به افراد کتابخون نیازداره.مانیاز داریم تا سطح سوادمون بالابره.پیشرفت یک کشور فقط بستگی به نیروی کارنداره بستگی به سواد هم داره
کاربر ۳۰۰۷۲۶۰
بسیار عالی و به ویژه با صدای عالی جناب آرمان
Narges Rezaei
من با شما تا حد زیادی موافقم خواندن کتاب حتی در سطح داستان بازهم بهتر از نخوندن هست ، چون باعث میشه که مغز برای حرفهای تازه‌تر جا داره . همین که مغز حوصله میکنه چکیده ذهن اشخاص دیگری رو مطالعه کنه تو هر زمینه‌ای توان تجزیه و تحلیلش بالاتر می‌ره حالا ممکنه یه کتاب خیلی بتونه تاثیر بالایی در سطح آگاهی و سواد داشته باشه و کتاب دیگه کمتر و حتی اگه اون کتاب ضدارزش هم باشه باز به نظرم با زیاد کتاب خواندن قدرت تشخیص می‌تونه افزایش پیدا کنه
mohammad
درود.وقتتون بخیر.🍀 با احترام به شما و نظرتون🌷 با نظرتون مخالفم و به نظرم این نظر، خیلی ساده انگارانه و خوش بینانه شاید و سطحی است و نقص بسیاری دارد.البته متوجه خیرخواهی شما هستم و به خودی خود،حرف درست و دوستانه ای بیان کردید (تا حدی)اما نقص بسیاری دارد.البته دلیل هم دارم برای این حرفم و نزدیک به یک ساعت تایپ کردم اما چون حس کردم در حوصله نمی گنجه،پاک کردم(البته اگر بخواید بشنوید،میتوانم بازگو کنم)و تصمیم به نوشتن این پیام گرفتم.در حد خلاصه و چکیده، خوب است به این سئوالات بیاندیشیم(پنج پرسش به عنوان نمونه): ۱) چه کتابی؟! آیا هر کتابی ارزشمند است؟! آیا پرفروش ترین های نیویورک تایمز و از اینجور چیزا، واقعا ارزشمند است؟! ۲) چرا باید کتاب بخوانیم؟! چون همه می خوانند؟! چون با سوادمون می کند؟! ۳)هدف از خواندن کتاب چیست؟! یادگیری و ارتقا شخصیت و نظر و دیده است یا خودنمایی و جلب توجه یا فقط لذت؟! ۴)فقط با خواندن کتاب،کار درست می شود؟! ۵)کتاب را فقط باید خواند؟! باید حفظ کرد؟! باید فهمید و درک کرد و یا شاید هم...؟! و...
پرهام
با احترام نسبت به نویسنده و زحماتش نظر شخصیه من اینه : حقیقتش اصلا جالب نبود ، خیلی زیاده گویی داشت ، کلا شخصیتهای غیر واقعی داشت ، اصلا یه نفر نیست که رفتارش طبیعی باشه تو این داستان . فرنگیس که یه آدم خودشیفتس دوقطبیه ، کل داستان داره میگه من عاشق ماکان هستم بعد وقتی ماکان زنگ میزنه بیا ، یهو خودشو میگیره ، حالا این هیچی ماکان هم که لوس ترین مرد دنیاست تا پشت تلفن تردید فرنگیس رو میبینه فازش کلا عوًض میشه مثل پسز بچه ها ، و کلا نمیشه حتی یه جای داستان یه ذره دوسش داشت ، تمام شخصیتا اغراق آمیز بود رفتاراشون . نویسنده خیلی خواسته دراماتیک کنه همه چیزو اما تلاشش بی نتیجه بود و داستان فقط حوصله سر بر شد .
alimohajer87
شخصیت فرنگیس درست بود ، کار ماکان هم همینطور ... همه شخصیت ها درست و بجا من با فرنگیس زندگی کردم ، می‌شناسمش ، البته دوقطبی نیست ، دو شخصیتی یا چند شخصیتیه ، این خاصیت این طور آدم هاست ... ماکان هم راه درست رو رفت ، راه عقل ، راهی که هر انسان عاقلی باید می‌رفت .... اینهاست که به عشق رنگ و معنا و هویت می بخشه.
Fafal
اره دقیقا موافقم...نسبت به اونهمه تعریفی که ازش میکردن اونقدرا هم جالب نبود
𝓷𝓮𝓰𝓪𝓻
چشم هایش نام رمانی از بزرگ علوی است که برای نخستین بار در سال ۱۳۵۷ خورشیدی منتشر شد. بزرگ علوی در این رمان روش استعلام و استشهاد را به کار برده، بدین‌گونه که قطعات پراکندهٔ یک ماجرا را کنار هم گذاشته و از آن طرحی کلی آفریده است که برحدس و گمان تکیه دارد این شیوه بیشتر در ادبیات پلیسی معمول است. برخی معتقدند این رمان و شخصت استاد ماکان، با الهام از زندگانی کمال‌الملک نگاشته شده است و گروهی دیگر آن را شرح حالی از زندگی تقی ارانی می‌دانند. این کتاب از آثار معدود زبان فارسی است که در مرکز آن یک زن با تمام عواطف و ارتعاشات روانی و ذهنی قرار گرفته است. خلاصه ای از داستان: استاد ماکان نقاش بزرگ که یک مبارز سیاسی علیه دیکتاتوری رضا شاه است در تبعید درمی گذرد. یکی از آثار باقی‌مانده از او، پرده‌ای است به‌نام «چشم هایش»، چشم‌های زنی که گویا رازی را در خود پنهان کرده است. راوی داستان که ناظم مدرسه و نمایشگاه آثار استاد ماکان است، سخت کنجکاو است راز این چشم‌ها را دریابد. بنا بر این سعی می‌کند زن در تصویر را بیابد و از ارتباط او با استاد ماکان بپرسد. پس از سال‌ها ناظم زن مورد نظر را می‌یابد و در خانهٔ او با هم گفت‌وگو می‌کنند و…
تام ریدل
خطر _اسپویل چشم هایش درباره راز چشم های است که در تابلویی نقاشی استاد ماکان منعکس شده است.و آقای ناظم ساالها بعداز مرگ استاد در پی کشف این راز بر می آید... چشم هایش با خفقان سیاسی و اجتماعی زمان شاه اول آغاز میشود طوری که با کمی خواندن به این فکر خواهید رسید که با رمانی سیاسی روبه رو هستید.اما کمی که پیش میرود خواهیم فهمید این کتاب صرفا سیاسی نیست بلکه آمیزه ای از ابهام عشق سیاست درد ورنج است.... ابهام یک نگاه که در تابلوی نقاشی جاری میشود....تا نهایت فهم یک نقاش عاشق را از چشمانی که از آن میترسد نشان دهد... رمان چشم هایش شاید در کنار موضوعات بالا درباره این باشد چرا ما آدم هایی که دوستشان داریم را نمیشناسیم..واگر نمیشناسیم چرا به خودت شجاعت نمی دهیم آن را بشناسیم.... رمان چشمهایش به راستی از نظر من تاوان نفهمیدن یا نداشتن شجاعت فهمیدن معشوق است..... تاوانی که جز جدایی و درد و رنج برای هردو طرف نیست.
ارغـــــــوان
داستان عاشقانه ای که با فضای سیاسی دوران پهلوی گره خورده. هرچند توصیف قسمت های سیاسی و شرایط زندگی مردم در دوران پهلوی نسبت به قسمتهای عاشقانه کتاب برام دلچسب تر بود. گوینده هم که مثل همیشه عالی.
Shaj
متاسفانه طاقچه توی توضیحات کتاب آخر داستان رو لو داده!
Amin D
در موخره کتاب که بزرگ علوی احتمالا در دهه شصت نوشته و بر تاریخچه نویسندگی خودش حسرت نامه ای می نویسد، جمله ای است با این مضمون که نمایش نامه نویسی راحت تر از داستان نویسی است، زیرا بر مبنای گفتگو است. شاید این طور بخوانم این عبارت را که داستان چه می افزاید؟ فضاسازی و خلق شخصیت و چیزی بیش از روایتی خطی از داستان، حداقل انتظارات من‌اند بزرگ علوی نسبت به دهه 30 خودش که این کتاب را در آن نوشته، خود را هرگز نویسنده نمیداند. البته کم لطفی است اگر چنین حرفی را به پای فروتنی نگذاریم. با معیارهای امروزی هم به نظرم داستان انسجام خودش را دارد و البته قالبی عاشقانه برای روایتی سیاسی هم کار خودش را کرده است. یعنی حتی بیش از اینکه کتاب را عاشقانه ای فارسی بدانیم، مانیفستی سیاسی پیش روی خودمان می بینیم که روایت رمانتیکی درون خود می پروراند با این حال، آن بخشهایی که باعث شد "چشم هایش" را لزوما معیاری برای قضاوت درباره بزرگ علوی ندانم و انگیزه پیدا کنم برای خواندن آثار متاخر، در ضعف شخصیت پردازی، و البته کمی روایت عام پسند و "اسماعیل فصیح" گونه است. یعنی مثلا راوی اولیه داستان که زندگی استاد ماکان را می نویسد، در داستان حل می شود و بود و نبودش فرقی نمی کند. همین طور خدمتکار وفادار استاد با تمام شجاعتش محو روایت فرنگیس است. فرنگیسی که حتی گفتگوی "نمایش نامه گونه" داستان را تبدیل به یک تک گویی بلند می کند، اما خود نویسنده هم شاید می داند که شخصیتش را آن طور که باید نپرداخته، و گاه و بی گاه مجبور به یادآوری از زبان خودش می شود که من اصلا نتوانسته ام درونیات خودم را بروز دهم با این حال، این رمان بخشی قابل توجه از تاریخ داستان نویسی معاصر ماست. از کلاسیک هایی که باید خوانده شوند و با تمام ضعف هایی که ممکن است به چشم خواننده ای چون من بیاید، هنوز معیاری برای قضاوت درباره نوشته های دیگران است. لااقل میدانیم چطور در زمینه و زمانه خودش می نوشت، و احتمالا تاثیراتش را در نوشته های دیگران بیشتر خواهیم دید
تارآ
یکی از بهترین کتابایی هس ک خوندم تصویرسازی فوق العادس
Abolfazl
عالی بود
firan
جالب نبود