
باران تازه شروع شده بود، ریز و نمنم. ماشین گلزده عروس و داماد پشت چراغقرمز ایستاد. پسرک گلفروش دوید طرف ماشین و زد به …
ویژه مشترکین بینهایت

باران تازه شروع شده بود، ریز و نمنم. ماشین گلزده عروس و داماد پشت چراغقرمز ایستاد. پسرک گلفروش دوید طرف ماشین و زد به …
این نوشته را پسندیدی؟
این نوشته در شمارهٔ ۱۴۳ مجلهٔ داستان (دی۱۴۰۳) منتشر شده است.