
گتسبی بزرگ با عنوان انگلیسی The Great Gatsby نوشتهی اف. اسکات فیتزجرالد، یکی از شاخصترین رمانهای ادبیات قرن بیستم آمریکا است که اغلب به عنوان تصویری روشن و در عین حال انتقادی از «رویای آمریکایی» شناخته میشود. این اثر که در سال ۱۹۲۵ منتشر شد، نهتنها روایتگر داستان عشق و جاهطلبی است، بلکه با ظرافت تمام، تناقضهای اجتماعی و شکاف طبقاتی دههی ۱۹۲۰ را آشکار میکند. فیتزجرالد با نثری شاعرانه و پر از جزئیات تصویری، فضایی خلق میکند که هم مجلل و فریبنده است و هم سایهای از زوال و پوچی بر آن افتاده. در این یادداشت از وبلاگ طاقچه، نقد و بررسی کتاب گتسبی بزرگ را میخوانید.
معرفی مختصر گتسبی بزرگ
«در سال هایی که جوانتر و به ناچار آسیبپذیرتر بودم پدرم پندی به من داد که آن را تا به امروز در ذهن خود مزه مزه می کنم. وی گفت: ” هر وقت دلت خواست عیب کسی رو بگیری، یادت باشه که تو این دنیا، همهی مردم مزایای تو رو نداشتهن.”»(ترجمهی کریم امامی)
این جملات آغازین رمان گتسبی بزرگ است؛ اثری از اسکات فیتز جرالد که در زمان انتشارش فروش چشمگیر نداشت، اما بعدها بهعنوان یکی از مهمترین رمانهای ادبیات آمریکا تثبیت شد. داستانی که از زبان نیک کارهوی روایت میشود؛ مردی از غرب میانهی آمریکا که برای کار در والاستریت به نیویورک میآید و در همسایگی جی گتسبی، مردی مرموز و ثروتمند، ساکن میشود. گتسبی با مهمانیهای باشکوه و پرخرجش شهره است، اما همهی این تجملات تنها نقابی است برای هدفی شخصی: جلب توجه دِیزی بیوکنن، عشق قدیمیاش. دیزی اکنون با تام بیوکنن، مردی از طبقهی ثروتمند آمریکا، ازدواج کرده است. در پس این داستان عاشقانه، فیتزجرالد جهانی را ترسیم میکند که در آن ثروت، جاهطلبی و هوس در هم تنیدهاند …