
کمتر رمانی در جهان هست که همچون آنا کارنینا بتواند خوانندگان نسلهای مختلف را شیفتهی خود کند. شاهکاری که تولستوی نوشتنش را با بیمیلی آغاز کرد، اما سرانجام به یکی از ماندگارترین آثار تاریخ ادبیات بدل شد. این رمان ابتدا بین سالهای ۱۸۷۳ تا ۱۸۷۷ در گاهنامهی Russky Vestnik به صورت سریالی منتشر میشد، اما اختلاف میان تولستوی و ناشر باعث شد بخش پایانی هرگز در مجله چاپ نشود. سرانجام در سال ۱۸۷۸، آنا کارنینا به صورت کتاب کامل منتشر و تبدیل به نقطهی اوجی در رئالیسم روسی شد.
این اثر فقط روایت یک عشق یا یک تراژدی خانوادگی نیست، بلکه آینهای است از سازوکار جامعهی روسیه قرن نوزدهم. تولستوی در این کتاب با نگاهی دقیق، سبک زندگی طبقهی اشراف و زیست سادهی کشاورزان را نشان میدهد. در دل این روایتها، پرسشهای بزرگ دربارهی اخلاق، ایمان، مسئولیت و شادی فردی مطرح میشود؛ پرسشهایی که رمان را از یک قصهی صرف به مطالعهای عمیق دربارهی تجربهی انسانی بدل میکند.
خلاصه کتاب آنا کارنینا
تولستوی داستان را با بحران خانوادگی «استپان آبلونسکی» آغاز میکند؛ مردی خوشگذران که با خیانت به همسرش «داریا» زندگی مشترکشان را در آستانهی فروپاشی قرار داده است. در همین نقطه است که سفر «آنا کارنینا»، خواهر استپان از سنپترزبورگ به مسکو برای حل اختلاف زناشویی برادرش، جرقهی روایت اصلی را میزند.
آنا، زن زیبای متأهل و نجیبزادهای است که زندگی آرام اما بیروحی با شوهرش «الکسی کارنین» دارد؛ مردی خشک، قانونمدار و غرق در وظایف دولتی. آنا هنگام سفر به مسکو با «کنت ورونسکی» افسر جوان، جاهطلب و پرشور ملاقات میکند و این آشنایی به عشقی آتشین و سرکش تبدیل میشود. عشقی که زندگی آنا را بهطور کامل دگرگون میکند. …