
انسان در جستوجوی معنا یکی از پرخوانندهترین کتابهای روانشناسی در قرن بیستم است که از دل تجربههای دکتر ویکتور فرانکل، روانپزشک اتریشی در اردوگاههای مرگ نازی بیرون آمده و نظریه و روش درمانی او موسوم به لوگوتراپی را توضیح میدهد. اگرچه کتاب پرفروش و ستایشها از آن زیاد بوده اما نقدهای جدی و بنیادینی هم متوجه آن است. در این یادداشت از بلاگ طاقچه، خلاصهای از کتاب، بررسی ایدهها و نقدها به آن را میخوانید.
خلاصه کتاب انسان در جستجوی معنا
ویکتور فرانکل در ۱۹۴۲ وقتی ۳۷ساله بود به دست نازیها اسیر، ابتدا به اردوگاه آشویتس و سپس داخائو فرستاده شد. زندانی شمارهی ۱۱۹۱۰۴ بیشتر اوقات مشغول کندن زمین برای کار گذاشتن خط آهن و کندن تونل راهآب بود و طبق گفتهی خودش در چند هفتهی آخر اسارت، شغل پزشک اردوگاه را پذیرفت. فرانکل در اردوگاههای نازی پدر، مادر و همسرش را از دست داد و تنها بازماندهی خانوادهی او خواهرش بود. اسارت او در آشویتس و سپس داخائو محل تجربههایی دردناک بود که حرفهی او را از روانپزشکی به روانکاوی هستیگرا سوق داد. فرانکل با شرحی گزینشی از آنچه بر او گذشت به بزنگاههایی اشاره میکند که تابآوری و امید را در او زنده نگه داشتند؛ مانند یاد همسر و عشق او و تصور پیگرفتن فعالیتهای علمی و تحقیقاتی در آینده. با نزدیکشدن جبههی جنگ به اردوگاه و ورود ماشین صلیب سرخ به آنجا فرانکل با آخرین سمتی که در اردوگاه داشت یعنی پزشک مراقب بیماران تیفوسی از آنجا خلاص شد. در آن اردوگاههایی که به گفتهی خودش از هر ۲۸ نفر یک نفر زنده میماند او نیز یکی از بازماندگان شد. فرانکل که در طول اسارت توانسته بود اینجا و آنجا بخشهایی از مطالعات علمیاش را بازنویسی کند با تجربهای که از اسارت به …