
رمان در جستجوی زمان ازدسترفته، نوشتهی مارسل پروست یکی از بزرگترین و درعینحال چالشبرانگیزترین آثار ادبی قرن بیستم است. این رمان بهخاطر حجم زیادش، حتی در رکوردهای گینس بهعنوان طولانیترین رمان جهان ثبت شده است؛ اما سختی این اثر فقط به طولانیبودن آن محدود نمیشود، بلکه عمق ایدهها و پیچیدگیهای آن نیز خواندنش را به تجربهای دشوار ولی در نهایت ارزشمند تبدیل میکند. پروست چیزی را در ما بیدار میکند که از یاد بردهایم: توانایی دیدن زیبایی در لحظههای روزمره، حسکردن طعم چای و شیرینی با تمام وجود، گوشدادن به صدای افتادن قاشق در فنجان و بازشناختن خاطراتی که در پستوی ذهنمان خاک خوردهاند. این کتاب درواقع تجربهی زمان را از نو برایمان معنا میکند. در این یادداشت از بلاگ طاقچه، قرار است نقدی از این شاهکار ارائه دهیم.
معرفی مختصر کتاب در جستجوی زمان از دست رفته
رمان در جستجوی زمان ازدست رفته، نهتنها اثری ادبی که تجربهای وجودی است؛ آینهای تمامنما از ذهن و دل انسان، خاطره و فراموشی، گذر زمان و چگونگی تبلور آن در ژرفترین لایههای ادراک ما. این اثر هفتجلدی که طی سالهای ۱۹۱۳ تا ۱۹۲۷ منتشر شد، با نثری ظریف، پرپیچوخم و شاعرانه، از مرزهای روایت کلاسیک عبور میکند و خواننده را به سفری درونی میبرد؛ سفری نه در مکان، بلکه در زمان درونی و حافظهی انسان.
مارسل پروست، با نگاهی که میتوان آن را پروستی نامید، زندگی را تجربه میکند؛ با همهی لطافتها، زخمها، اضطرابها و لذتهای پنهانش. او از زمان نمینویسد، بلکه زمان را میچشد؛ مزهی یک شیرینی آغشته به چای، دریچهای به گذشتهی راوی میگشاید و چنان در رگهای این روایت میدود که مرز میان حال و گذشته، خاطره و واقعیت، جسم و روح را از میان …