نقد کتاب ابله؛ تقابل معصومیت و جنون در شاهکار داستایفسکی | طاقچه

نقد کتاب ابله؛ تقابل معصومیت و جنون در شاهکار داستایفسکی

مجله طاقچه

۱۸ دقیقه مطالعه

sharebookmark
نقد کتاب ابله؛ تقابل معصومیت و جنون در شاهکار داستایفسکی

داستایفسکی پس از پایان بخش اول رمان «ابله» در نامه‌ای به خواهرزاده‌اش سونیا می‌نویسد: «اندیشه‌ی این رمان همان اندیشه‌ی محبوب قدیمی من است، که البته چندان دشوار است که مدت‌ها جرئت آزمودنش را نداشتم؛ و اگر اکنون دست به کارش شده‌ام، بی‌تردید از آن روست که خود را در وضعی لاعلاج می‌بینم. غرض اصلی رمان تصور کردن انسان نیک حقیقی است. در جهان کاری از این دشوارتر نیست، خصوصاً امروزه روز.»[۱].

به‌جرئت می‌توان گفت داستایفسکی برای هیچ کدام از رمان‌هایش به این وضوح توصیف و تشریح ارائه نداده است. حتی او در ادامه‌ی نامه، شخصیت اصلی رمان را با نمونه‌های مشابه، «دن ‌کیشوت»، «پیکویک» و «ژان‌والژان» در ادبیات جهان مقایسه می‌کند تا نشان دهد که چه ویژگی‌ در آن‌ها موجب برانگیخته‌شدن «همدلی و ترحم» خواننده است، اما در نهایت می‌نویسد: «در قهرمان من چیزی از این دست نیست، به هیچ‌روی، و من سخت بیمناکم که هیچ توفیقی به دست نیاورد.» چرا «انسان نیک حقیقی» بیم شکست را در داستایفسکی برانگیخت؟ جواب به ظاهر ساده است: چون چنین انسانی وجود ندارد. اما برای رئالیست بزرگی چون او، شخصیت‌ها باید به نمونه‌های واقعی و قابل باور شبیه باشند، از این رو، «پرنس میشکین» همان انسان نیک حقیقی را با خصلت‌های حقیقی و قابل باور در رمان «ابله» ابداع کرد؛ رمانی که با وجود حجم زیاد و خط‌های فرعی متعدد، نویسنده‌ی آن معتقد بود بخش بزرگی از افکاری که قصدش را داشت، نتوانسته در رمان بیان کند.

خلاصه رمان ابله

رمان «ابله» از آن رمان‌هایی است که راه را بر هرگونه خلاصه و توصیف می‌بندد. مضمون اصلی با تعداد انبوهی از ماجراهای جنبی همراه است که هر کدام به نوبه‌ی خود به تحول مضمون اصلی و گسترش داستان یاری می‌رسانند. قهرمان آن، «لِف نیکولایویچ …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۱like
like

اطلاعات چاپ

نوشتهٔ نقد کتاب ابله؛ تقابل معصومیت و جنون در شاهکار داستایفسکی به قلم کاوان محمد‌پور در وبلاگ طاقچه در پاییز ۱۴۰۴ منتشر شده است.