
رمان «چشمهایش»، نوشتهی بزرگ علوی، یکی از شاخصترین آثار اجتماعی، سیاسی، عاشقانه و معمایی ادبیات معاصر است. نویسنده در این کتاب، با پیوندزدن سیاست، عشق و هنر، تصویری ماندگار از سرگذشت روشنفکران ایرانی ارائه کرده و فضای اختناق زمانه را برای مخاطبان ترسیم میکند. این کتاب به کوشش انتشارات نگاه به چاپ رسیده است.
خلاصه کتاب چشمهایش بزرگ علوی
داستان با روایت ناظم یک مدرسهی هنری آغاز میشود. او سالهاست که شیفتهی استاد ماکان و نقاشیهای او شده و زندگی حرفهاش را وقف نگهداری از آثار او کرده است. در میان نقاشیهای استاد ماکان، تابلویی به نام «چشمهایش» وجود دارد که چشمان زنی اغواگر و فریبنده را به مخاطب نشان میدهد. این تابلو که هیچ سنخیتی با سایر نقاشیهای استاد ندارد، ناظم مدرسه یا در واقع، راوی رمان را بر آن میدارد که به جستوجوی صاحب این چشمان برود.
راوی با جستوجوی بسیار، با زنی به نام فرنگیس روبهرو میشود که به نظر میرسد همان صاحب زیباروی «چشمها» باشد. او فرنگیس را ترغیب میکند که در ازای بازگوکردن خاطرات خود با استاد ماکان، تابلوی چشمهایش را در اختیار او قرار بدهد. از اینجا به بعد، فرنگیس روایت را به دست میگیرد و چهرهی تازهای از استاد ماکان را به ناظم مدرسه و مخاطبان کتاب نشان میدهد.
پیشنهاد خرید: کتاب چشمهایش
مخاطب که تا قبل از این، صرفاً چهرهی هنری و سیاسی استاد ماکان را شناخته بود، در خلال روایتهای فرنگیس، با زندگی عاشقانهی ماکان نیز آشنا میشود. در ادامه، نهتنها زندگی ماکان، بلکه سرگذشت فرنگیس و ناکامیهای او نیز روایت میشود. به عبارت دیگر، شخصیت ماکان کمی رنگ میبازد و سایر شخصیتها، مانند فرنگیس و خانوادهاش، همینطور آقا رجب و مبارزان سیاسی دوران …