
اگر در جهانی به دنیا بیایی که جادو در آن معیار ارزش، هویت و حتی حق زندهماندن است، «عادی»بودن محکوم است. در پادشاهی ایلیاد، جادوگران بر تخت نشستهاند و عادیها زیر تیغ سوءظن و شمشیر قانون نفس میکشند؛ ناتوان، عادی، بیارزش. زمزمههای پادشاه در گوش نخبگان ریشه میدواند و همگی از این حقیقت غافل میشوند که قدرت فقط از خون ناشی نمیشود، که جادو تنها راه پیروزی یک نبرد نیست.
«کاری کن تو رو دستکم بگیرن. کاری کن تو رو نادیده بگیرن تا زمانی که خودت بخوای دیده بشی.» (بخشی از متن کتاب)
در این یادداشت از وبلاگ طاقچه، سراغ رمان ناتوان (Powerless) نوشتهی لورن رابرتس میرویم؛ نخستین جلد از مجموعهای پنججلدی که در آن، همزمان با یک عاشقانهی پُرتنش، به جهانسازی، شخصیتپردازی، تمهای اجتماعی و همچنین شباهتها و تفاوتهای این اثر با دیگر کتابهای فانتزی مشهور میپردازیم و نقاط قوت و ضعفش را بررسی میکنیم.
موضوع کتاب ناتوان چیست؟
کتاب ناتوان (به انگلیسی Powerless) نوشتهی لورن رابرتس، نویسندهی آمریکایی است که به روایت جهانی خیالی میپردازد. ناتوان نخستین اثر رابرتس است که در مدتی کوتاه به شهرت بسیاری دست یافته. لورن رابرتس در کتاب ناتوان از زاویهای جدید به جادو مینگرد؛ او جهانی را روایت میکند که در آن جادو یک ضرورت است نه موهبت و اینبار «عادی»ها ناچارند از شمشیر قدرت حاکم بگریزند. البته رابرتس یک چاشنی تند و تیز هم به این داستان خیالی اضافه میکند؛ عشق پُرتنش میان کای و پیدین. یکی مجری قانون و دیگری یک «عادی» که باید از میان برود. آن دو در دو راهی عشق و وظیفه کدام را قربانی میکنند؟
خلاصه کتاب ناتوان
بلای طاعون سالها پیش بر ایلیاد سایه انداخت و پشت سرش جادو به جا نهاد. برخی از آنهایی که …