
چه کسی بهتر از نویسنده میتواند قالب اثرش را برای خواننده شرح دهد؟ اگر نویسنده بگوید کتابش در هیچ قالبی نمیگنجد چه؟ لئو تولستوی دربارهی اثری که در قرن نوزدهم آفرید چنین گفت: «نه رمان است، نه منظومهی حماسی و نه تاریخنگاری. جنگ و صلح همان چیزی است که نویسنده میخواست و توانست در قالبی که هست بیان کند.» جنگ و صلح از مهمترین آثار تاریخ ادبیات جهان است و ما آن را در قالب رمان میشناسیم، اما این اثر همانطور که نویسنده اذعان داشته فراتر از روایت داستانی صرف حرکت میکند. به همین علت برای نقد و تحلیلش نیاز است در ساحتهای ساختار و اندیشه آن را بررسی کنیم؛ کتابی که بازهای پانزدهساله از تاریخ روسیه را در جنگهای ناپلئونی نشان میدهد، بیش از پانصد شخصیت دارد و همزمان فلسفهی تاریخ و معنای زندگی را بازنگری میکند.
نقد کتاب جنگ و صلح
داستان جنگ و صلح زندگی چند خانوادهی اشرافی روس، بهویژه خانوادههای بزوخوف، بولکونسکی و رستوف را در سالهای جنگهای ناپلئونی دنبال میکند. پیر بزوخوف، آندری بولکونسکی، ناتاشا رستوا و نیکلای رستوف هرکدام درگیر مسیرهایی متفاوتاند؛ یکی در جستوجوی معنای زندگی است، دیگری سودای افتخار نظامی دارد، یکی عشق و بلوغ عاطفی را تجربه میکند و دیگری میان وظیفه، خانواده و جنگ گرفتار میشود. در پس این سرگذشتهای فردی، رمان تصویری گسترده از جامعهی روسیه، اشرافیت، خانواده، جنگ، عشق، مرگ و تحولات تاریخی ارائه میدهد. تولستوی با پیوندزدن زندگی خصوصی شخصیتها به رویدادهایی مانند نبرد استرلیتز، حملهی ناپلئون به روسیه، نبرد بورودینو و اشغال مسکو، نشان میدهد تاریخ نه فقط در میدانهای جنگ، بلکه در خانهها، رابطهها، انتخابهای کوچک و زندگی روزمرهی انسانها ساخته میشود.
پیش…