خلاصه، نقد و مفهوم کتاب بیگانه | طاقچه

خلاصه، نقد و مفهوم کتاب بیگانه

مجله طاقچه

۱۰ دقیقه مطالعه

sharebookmark
خلاصه، نقد و مفهوم کتاب بیگانه

رمان بیگانه بخشی از سه‌گانه‌ی مشهور به پوچی آلبر کامو است. در این یادداشت از بلاگ طاقچه، خلاصه‌ی داستان، درون‌مایه‌ و تحلیل روان‌شناختی قهرمان آن را خواهید خواند با این هشدار که داستان را لو می‌دهد.

معرفی کتاب بیگانه

رمان تقریباً کوتاه بیگانه در ۱۹۴۲ منتشر شد. داستان در الجزایر می‌گذرد و قهرمان آن، مورسو، آدمی بی‌تفاوت و بیگانه با دنیای پیرامونش است. واکنش احساسی‌ مورسو به همه‌چیز تقریباً صفر است. او آدم می‌کشد اما نه به دلیل خشم، نفرت یا انتقام بلکه در نتیجه‌ی آفتاب سوزان ظهر. بیگانه روایت مردی است که در جهانی بدون معنا، بدون احساس گناه یا پایبندی به ارزش‌های مرسوم زندگی می‌کند و نیز دعوتی است به پذیرش بی‌معنایی جهان، ایستادن در برابر حقایق قراردادی با صداقت و آرامش. آلبر کامو در این رمان تقریباً کوتاه با زبانی ساده، به‌نوعی، یک شیوه‌ی زیست و شناخت جهان ارائه کرده است.

خلاصه‌ی رمان بیگانه

مورسو یک فرانسوی‌آفریقایی است که در الجزایر زندگی می‌کند. او در ابتدای داستان با سردی و بی‌تفاوتی خبر مرگ مادرش را دریافت می‌کند. از مدت‌ها پیش نه دیگر میان او و مادرش حرف مشترکی مانده بود و نه پولی که مخارج او را تأمین کند. به همین دلیل مادر به آسایشگاه منتقل شده بود. از زمان دریافت خبر مرگ مادر تا رفتن به آیین تدفین و بازگشت، مورسو جز خستگی راه، اضطراب نارضایتی کارفرما و شوق خوابیدن زیاد و جبران این خستگی چیزی احساس نمی‌کند. او از روز بعد به زندگی روزمره بازمی‌گردد تا اینکه در جریانی به‌ظاهر بی‌منطق مرتکب قتل می‌شود. در نیمه‌ی دوم داستان، مورسو محاکمه می‌شود. تلاش بازجو و وکیل برای قرار دادن او در قواعد پذیرفته‌شده‌ی اجتماع و لمس و بیان احساسات ناکام می‌ماند و او اظهار پشیمانی نمی‌کند. مورسو …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۲like
like

اطلاعات چاپ

نوشتهٔ خلاصه، نقد و مفهوم کتاب بیگانه به قلم حدیث اورک در وبلاگ طاقچه در تابستان ۱۴۰۴ منتشر شده است.