
اگر از آن دسته افرادی هستید که پیش از خرید کتاب، پاراگراف انتخابی حکشده در پشت جلد آن را میخوانید و یا کتاب را باز میکنید و نگاهی به صفحهی نخست آن میاندازید، به احتمال قوی در دستهای قرار میگیرید که با خواندن پاراگراف ابتدایی کتاب جز از کل، آن را برداشته و به خانه بازمیگردید تا در دنیای آن غرق شوید. پاراگراف نخست این کتاب، شاهکاری بینظیر برای بیان یک حس و البته جذب مخاطب است:
«هیچوقت نمیشنوید ورزشکاری در حادثهای فجیع حس بویاییاش را از دست بدهد. اگر کائنات تصمیم بگیرد درسی دردناک به ما بدهد که البته این درس هم به هیچ درد زندگی آیندهمان نخورد، مثل روز روشن است که ورزشکار باید پایش را از دست بدهد، فیلسوف عقلش، نقاش چشمش، آهنگساز گوشش و آشپز زبانش. درسِ من؟ من آزادیام را از دست دادم…»
کتاب جز از کل درباره چیست؟ (خلاصه داستان)
داستان جزء از کل را طبیعتا نمیتوان در یک یا دو پاراگراف خلاصه کرد، چراکه ماهیتش با آنچه از مفهوم کلاسیک داستان در ذهن داریم متفاوت است؛ منتها اگر بر آن باشیم که بدون استفاده از واژهها و مفاهیم سخت، چند جملهای دربارهی داستان «جز از کل» بگوییم، بهتر است از راویانش شروع کنیم.
کتاب جزء از کل، از زاویهی دید دو راوی اولشخص روایت میشود، یکی «مارتین دین» و دیگری پسرش «جسپر». داستان این پدر و پسر بهطور موازی پیش میرود. در این میان شخصیتهای دیگری همچون «تری» برادر ناتنی مارتین نیز نقشی پررنگ ایفا میکنند. تری برادر کوچکتر مارتین است که بهتدریج به شخصیتی مهم تبدیل میشود. او تحت تاثیر یک تبهکار به کجراهه میرود و به زندان میافتد. یک بار هم در پی حادثهای که از نقاط عطف داستان است (آتشسوزی هولناکی که شهر را فرامیگیرد)، مارتین با خبر مرگ او …