
تصور کنید اگر به جای یک بار زندگی، این شانس را داشتید که بارها و بارها زندگی کنید، چه میشد؟ خوشحالتر بودید؟ به نظرتان اگر هر زمان که از تصمیمتان پشیمان میشدید، میتوانستید به گذشته برگردید و راه دیگری را انتخاب کنید، زندگی بهتری پیدا میکردید؟ این اتفاق برای نورا سید در کتاب کتابخانه نیمهشب افتاد. نورا این فرصت را پیدا کرد که میلیونها بار زندگی کند، اما بعد از چند بار تجربهی زندگیهای مختلف، فقط یکچیز میخواست؛ زندگی خودش را! در این یادداشت وبلاگ طاقچه به نقد و بررسی رمان کتابخانه نیمهشب پرداختهایم. گفتنی است برای خرید نسخه الکترونیکی کتابخانه نیمه شب میتوانید به سایت طاقچه رجوع کنید.
اگر از طرفداران کتابخانه نیمهشب هستید و نمیدانید کدام ترجمهی آن بهتر است؟ پیشنهاد میکنیم یادداشت «بهترین ترجمه کتابخانه نیمه شب» را بخوانید.
خلاصه کتاب کتابخانه نیمهشب (موضوع کتاب کتابخانه نیمه شب چیست؟)
نورا سید، دختر ۳۵سالهی افسردهای است که با گربهاش زندگی میکند. او زندگی پریشان و ناامیدی دارد. پدر و مادرش را از دست داده، مدتهاست از برادرش بیخبر است و ازدواجش با دَن را، دو روز مانده به مراسم عروسی بر هم زده. نورا با وجود تمام استعدادها و تواناییهایش در موسیقی و ورزش و علوم، قید تمام رؤیاها و آرزوهایش را زده و در یک فروشگاه کوچک لوازم موسیقی کار میکند. هفتهای یک ساعت هم به یک نوجوان پیانو درس میدهد.
داستان از جایی آغاز میشود که به او خبر میدهند گربهاش در خیابان تصادف کرده و مُرده. روز بعد با سختی تمام و با وجود اندوهش، به محل کارش میرود. اما رئیسش به او میگوید افسردگیاش باعث شده مشتریها به فروشگاه نیایند و نورا را اخراج میکند. چند ساعت بعد تنها شاگرد موسیقیاش را …