نقد سریال بامداد خمار؛ روایتی از عشق و سقوط | طاقچه

نقد سریال بامداد خمار؛ روایتی از عشق و سقوط

مجله طاقچه

۱۰ دقیقه مطالعه

sharebookmark
نقد سریال بامداد خمار؛ روایتی از عشق و سقوط

سال ۱۳۷۴ بود که نشر البرز رمانی با نام «بامداد خمار» را روانه­‌ی بازار ایران کرد. آن‌روزها کسی فکرش را هم نمی‌کرد یک رمان عاشقانه‌ی عامه‌پسند از نویسنده‌ای گم‌نام و ناشناخته، در عرض یک سال از تیراژ دو هزار به تیراژ هشتادوشش هزار برسد! آن هم در دورانی که سپهر ادبیات ایران مملو از ستاره‌های درخشان بود. بااین‌حال بامداد خمار به‌سرعت راهش را بین جامعه ایرانی باز کرد و در دوران محدودبودن ارتباطات و با وجود مخالفت شدید جامعه‌ی روشنفکران به شهرت بسیاری رسید. حالا بعد از گذشت حدود ۳۰ سال بار دیگر این نام در جامعه ایرانی گرم و زنده شده است؛ این بار در قالب یک سریال اقتباسی از رمان. سریال بامداد خمار با کارگردانی نرگس آبیار در سال ۱۴۰۴ پخش شد. سریالی که به واسطه‌ی داستان آشنا و جذابش نه‌تنها خوانندگان دهه‌های هفتاد و هشتاد رمان را با خود همراه کرد بلکه بین نسل جدید نیز جایگاهی ویژه یافت.

در یادداشت حاضر از وبلاگ طاقچه، به این سریال پرطرفدار پرداخته‌ایم. در ضمن اگر هنوز سریال را ندیده‌اید باید بگوییم که خطر لو رفتن داستان وجود دارد.

معرفی سریال بامداد خمار؛ بازسازی یک روایت پرشور قدیمی

سریال بامداد خمار با اقتباس از رمانی به همین نام ساخته شده است. این رمان در اواخر دوران قاجار و اوایل دوران پهلوی روایت می‌شود و داستان عشقی است پرشور و پرفرازونشیب. همه‌چیز از جایی شروع می‌شود که سودابه عاشق پسری می‌شود که از هیچ نظر با خانواده‌ی مرفه و اشرافی‌اش هم‌کفو نیست. تلاش‌های مادرش برای منصرف‌کردن سودابه به­ نتیجه نمی‌رسند، تا اینکه مادر مجبور می‌شود دست به دامن محبوبه شود! محبوبه عمه‌ی سودابه است و گذشته‌ای عبرت‌آمیز و عجیب دارد. در واقع رمان زندگی محبوبه را روایت می‌کند. محبوبه دختر زیبای قجری …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۳like
like

اطلاعات چاپ

نوشتهٔ نقد سریال بامداد خمار؛ روایتی از عشق و سقوط به قلم سپیده بیگدلی در وبلاگ طاقچه در بهار ۱۴۰۵ منتشر شده است.