
«اگر یکی از این زنها شهرزاد باشد، جهان من نجات پیدا میکند از این همه ظلم و خونریزی.»
نام شهرزاد قصهگو، زنی که با قصهها جهان را نجات میداد و جلوی ریخته شدن خون زنان بیگناه را میگرفت، برای همهی ما شرقیها نامی آشناست. اهل خواندن و ادبیات هم که نباشیم، بارها قصهاش را شنیدهایم؛ همانطور که مادر و مادربزرگهایمان شنیده بودند و همانطور که نسلهای بعد از ما خواهند شنید. مجموعهی هزار و یک شب یا هزار افسان قصههایی چنان خواندنی، متنوع و گیرا دارد که با گذر سالهای طولانی هنوز خوانده میشود و هنوز بر مرزهای زمان پیروز است. هزار و یک شب بارها و بارها در سینما، تئاتر و ادبیات مورد اقتباس قرار گرفته و موضوع پژوهشها و کتابهای متعددی بوده است.
در یکی از جدیدترین و داغترین اقتباسها، مصطفی کیایی، کارگردان ایرانی به سراغ این افسانهی کهن رفته و با برداشتی آزاد از آن، سریالی را به همین نام راهی شبکه نمایش خانگی کرده است تا بهصورت همزمان در ایران و ترکیه منتشر شود. اثری جسورانه که با حضور چشمگیر ستارههای مشهور و پرطرفدار سینمای ایران و ترکیه و با تکیه بر نام و روایت بلندآوازه و پرکشش هزار و یک شب، انتظارات زیادی برای مخاطبانش ایجاد کرده است. اما آیا سریال توانسته به انتظارها پاسخ دهد و در قد و قوارهی افسانهی کهن جذاب و نفسگیر ظاهر شود؟
داستان سریال هزار و یک شب چیست؟
هشدار: ممکن است قسمتهایی از سریال فاش شود.
سریال با سکانسی گیرا از مراسم گردنزنی زنی شروع میشود و مخاطب را در همان برداشت اول در مقابل جهانی افسانهای قرار میدهد که با تکیه بر نورپردازی و جلوههای بصری وهم را به بینندهاش القا میکند. بعد از این سکانس به تهران امروز بازمیگردیم و با صحنهی خودکشی زنی جوان …