سکانسی از «باشو، غریبه کوچک» هست که پدر و مادر باشو در بمبارانهای جنگ شهید شدهاند و خودش از جنوب فرار کرده و آمده در خانه ناهید که یک زن شمالی است. حالا هر جا را نگاه میکند شبح مادرش …
این نوشته را پسندیدی؟
۲
اطلاعات چاپ
این نوشته در شمارهٔ ۹ مجلهٔ عین (پاییز ۱۴۰۴) منتشر شده است.