یک اقیانوس عطر اسطوخودوس پیچیده در پر طاووس [۱] | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

یک اقیانوس عطر اسطوخودوس پیچیده در پر طاووس [۱]

اهالی این خانه ۲

مجله عین

۳ دقیقه مطالعه

sharebookmark
تصویر یک مادر و فرزند

موهای فر و قهوه‌ای‌اش را هر چه زیر شال مشکی پنهان می‌کردم، باز طاق می‌شد و بیرون می‌زد. چادر سفید گل‌گلی که پشتش با رنگ سبز و کلیشه، نوشته بود «امانتی» را سرش کردم‌. یک دستمال مرطوب هم دادم دستش و گفتم: «بیُو ای ماتیک قرمزاتم پاک‌کن که دیگه اذن ورودت به حرم صادر شه.»

خواهرم لب و لوچه‌اش را غنچه کرد. با مسخره‌بازی، رژلبش را پاک کرد و برای این‌که بارِ خنده‌ ماجرا بیشتر شود، چادرش را کشید توی صورتش و زیر بینی با دست کیپش کرد. پنج تا بچه‌ها را از گیت رد کردیم. نوبت به خواهرم که …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۶like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۹ مجلهٔ عین (پاییز ۱۴۰۴) منتشر شده است.