یادگاری تبرکی | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

یادگاری تبرکی

زمزمه محبت ۲

مجله عین

۳ دقیقه مطالعه

sharebookmark
تصویر یک پسر بچه

رضا از همان دوران نوزادی‌اش یادمه که به رنگ سبز خیلی علاقه داشت. هر چیزی که تو چشمش به این رنگ می‌آمد، براش ذوق می‌کرد و طوری خودش رو نشان می‌داد که سعی می‌کردیم برای مدیریت احساسش، اونو در اختیارش بذاریم. بزرگتر که شد، این حس بیشتر و بیشتر باهاش بود، فقط هر چه می‌گذشت، کمتر به روی خودش می‌آورد و تو خودش می‌ریخت. من و مادرش سعی می‌کردیم یه جوری سبزش رو تأمین کنیم. حالا با هر چی که براش می‌گرفتیم؛ لباس بود، بازی بود، کتاب بود، کاغذ کادو بود و… یه بار که رفته بودیم امامزاده صالح، انگار همزمان چشم من و رضا خورد به چوب‌پر سبز خادم. …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۲like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۹ مجلهٔ عین (پاییز ۱۴۰۴) منتشر شده است.