پرچم امام رضا | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

پرچم امام رضا

مجله عین

۳ دقیقه مطالعه

sharebookmark
تصویری از یک اتاق بیمارستان

زینب‌سادات کلافه بود، آرام و قرار نداشت. اشک‌هایش خشک شده بود و صدایش گرفته بود. پف چشمانش نشان از شب‌نخوابی‌ها داشت. همین یک پسر را داشت و از جدش امام حسین گرفته بود. تسبیح به دست، از پشت شیشه جوان رعنایش را نظاره می‌کرد.

آن روز، سر سفره حضرت ابوالفضل نشسته بود. مداح در حال خواندن نوحه «برادرم ابالفضل» بود و او ریزریز اشک می‌ریخت و تکرار می‌کرد، که موبایلش زنگ خورد. صفحه گوشی را نگاه کرد، امین بود، هم‌کلاسی پسرش. زینب‌سادات آهسته گفت: «جانم امین؟» ناگهان …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۲like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۹ مجلهٔ عین (پاییز ۱۴۰۴) منتشر شده است.