نقطه‌های اتصال | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

نقطه‌های اتصال

مجله عین

۴ دقیقه مطالعه

sharebookmark
تصویر یک زن چادری در کوچه

ایام نوجوانی، اندوخته‌ام از هیأت، خلاصه می‌شد در یک خانه‌ی موقوفه‌ی قدیمی با حیاطی بزرگ، دیوارهای کوتاه آجری و قرارهای ساده با رفیق دبیرستان. از شهرستان که آمدم، هر فرصتی که دست می‌داد، خودم را روی سنگ‌فرش‌های خنک در کنج یکی از هشتی‌های روبه‌ضریح امامزاده نزدیک دانشگاه جا می‌دادم. اما ایام عزاداری ناچار بودم اغلب کنار پیرزن‌ها بنشینم؛ وسط کیف‌ها و پاهایی که مدام به سر و شانه‌ام می‌خورد و پچ‌پچه‌های ناتمام و خنده‌های پراکنده‌ای که با صدای سخنران درهم می‌پیچید.

بعدتر، پایم به هیأت محبوبی باز شد. دهه محرم و صفر و فاطمیه با جلسه‌‌ی هفتگی برایم فرقی نداشت. آفتاب هنوز بساطش را جمع نکرده راه می‌افتادم؛ دعا و …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۹ مجلهٔ عین (پاییز ۱۴۰۴) منتشر شده است.