
آخرین روزهای مردادماه ۱۴۰۰، یکی از مأموران کلانتریای در جنوب تهران، در تماس تلفنی با کشیک ویژه قتل دادسرای جنایی، نزاع مرگبار بین دو نوجوان را که منجر به قتل یکی از آنها شده بود، گزارش داد.
مأمور پلیس در توضیح ماجرا گفت که در جریان نزاع دو نوجوان ۱۹ و ۱۷ساله، نوجوان کوچکتر با ضربه چاقویی بهشدت زخمی شده و به بیمارستان منتقل شده است اما تلاشهای پزشکان برای نجات او بینتیجه بوده و او بهدلیل شدت خونریزی فوت کرده است.

مأمور کلانتری گفت که شاهدان گفتهاند که جوان ۱۹ساله که بعداً فهمیدیم نامش عرشیاست، دوست و همسایه مقتول بوده اما بعد از ارتکاب این جنایت، متواری شده است. دستورات لازم را به تیم بررسی صحنه جرم و کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی دادم و به این ترتیب، تحقیقات برای به دام انداختن جوان متهم به قتل آغاز شد.
با اطلاعاتی که از متهم به دست آمده بود، دستور دستگیری او را صادر کردم. از مأموران خواستم تمام تلاششان را به کار گیرند تا قبل از آنکه متهم بتواند از پایتخت دور شده و در جایی دورافتاده مخفی شده یا از مرز خارج شود، او را دستگیر کنند.
با شروع بازجوییها از شاهدان، آنها گفتند که نزاع دو نوجوان، بهخاطر یک جفت کفش کتانی آغاز و در ادامه به جنایتی خونین تبدیل شده است.
ماجرا بر سر یک جفت کتانی رخ داد. از مدتی قبل، سهمیلیون تومان به دوستم قرض داده بودم اما او قرضش …