رادیو رایسنگ | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

رادیو رایسنگ

روایت «محمدسلطان همتیار» قاضی جنایی از کشف راز قتل خاموش یک پیرزن

مجله سرنخ

۸ دقیقه مطالعه

sharebookmark
رادیو رایسنگ

یکی از روزهای بهار سال ۱۳۸۱، جلسه دادرسی به پایان رسیده و شرکت‌کنندگان درحال ترک دادگاه بودند. آن زمان رئیس شعبه ۱۶۰۸ دادگاه جنایی بودم. مأموران بدرقه منتظر ماندند تا فضای دادگاه خلوت شود و بعد متهم را برای انتقال به زندان خارج کردند. همان لحظه زنگ تلفن روی میز به صدا درآمد. آن‌سوی خط سرهنگ عطایی، رییس اداره ۱۰ پلیس آگاهی بود که گزارش یک قتل را اعلام کرد. نیم‌ساعت بعد من و سرهنگ عطایی سوار بر خودرو به‌سمت محل حادثه در منطقه پونک در حرکت بودیم.

یکی از همسایه‌ها خبر قتل پیرزن همسایه را به پلیس گزارش کرده بود. محل حادثه خانه‌ دوطبقه قدیمی‌ای بود كه مهرانه به‌تنهایی در آنجا زندگی می‌کرد. وضعیت خانه نشان می‌داد او وضعیت مالی خوبی داشته و اینکه حادثه برای سرقت اتفاق افتاده باشد، دور از ذهن نبود. جسد پیرزن که حدوداً ۷۵ ساله به نظر می‌رسید، وسط پذیرایی رها شده بود. معلوم بود قاتل از پشت سر به او حمله كرده و او غافلگیر شده است. قاتل دستمال را از پشت سر به دور گردنش انداخته و کشیده بود. جمع شدن بخشی از فرش نشان می‌داد او برای لحظاتی مقاومت کرده و پایش را محکم روی فرش فشار داده اما کمی دورتر از جایی که غافلگیر شده، از پشت سر به زمین افتاده است. احتمالاً مهرانه قبل از مرگ، قصد فریاد کشیدن داشته و شاید جیغ بلندی هم کشیده باشد اما كسی نشنیده و قاتل او را خفه كرده بود.

بررسی‌های دقیق متخصصان پزشكی قانونی نشان می‌داد كه زیر ناخن‌های انگشت اشاره و انگشت سوم مهرانه رد نازکی از پوست و خون وجود دارد. احتمالاً او برای نجات از دست قاتل روی دستی که جلوی دهانش را گرفته بود، خراش انداخته بود.

سرهنگ عطایی عینک ته‌استکانی‌ای را که گوشه اتاق افتاده بود، نشان داد و گفت احتمال دارد عینک در گیرودار مقاومت …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۲ مجلهٔ سرنخ (آبان ۱۴۰۳) منتشر شده است.