
انواع مواد مخدر در دسترس نوجوانان تهرانی
۲۲ سال قبل محله «جزیره» تهرانپارس را زیر و رو کردند، آن را شخم زدند تا بلکه ریشه اعتیاد، بدبختی و فلاکت در آنجا خشک شود.
بولدزرها محدوده ای که را محلی ها به آن «غربت» می گفتند را تخریب کردند. به جای خانه های تو در تو و راه های زیر زمینی که پاتوق مواد فروش ها بود، پارک و میدان ساخته شد به این گمان که ریشه مواد مخدر و اعتیاد در این محل خشک می شود اما غافل از اینکه فقط شاخ و برگ فروشندگان مواد مخدر و معتادان هرس شده بود و ریشه های آنها همچنان در خاک این منطقه نفس می کشید.
در یکی از پارک های محله خاک سفید، چند نوجوان روی زمین نشسته اند و حلقه ای تشکیل دادهاند که ورود به آن دشوار به نظر می رسد.
چند نفر از آنها سیگارهایی در دست دارند که بوی سیگار نمی دهد! صدای خنده شان تمام پارک را پر کرده است.
جلو می روم و سلام می کنم، سعی می کنم به حلقه شان وارد شوم تا بلکه سر صحبت را با آنها باز کنم. وقتی سوال می کنم می توانم کنارتان بنشینم؟ چشمانشان از حدقه بیرون می زند. یکی از آنها که تازه پشت لبش سبز شده با چشمانی وغزده، سرش را به نشانه تایید تکان می دهد و می گوید «اگه فکر می کنی خاکی نمیشی، بفرما بشین آبجی. »
لباساش سرتا پا مشکی است و موهای روشنی دارد. کنار سرش را با تیغ خط انداخته و ابروهای پیوسته اش از او چهره ای کاملا شرقی ساخته است. از دوستانش می خواهد حلقه را باز کنند تا من هم بتوانم کنارشان بنشینم.
پسرک سوال می کند، «دنبال مواد می گردی؟» لب که باز می کند بیش از هر چیز، دندان های زردش خودنمایی می کنند، این طور به نظر می رسد که این دندان ها از ابتدای تولد، رنگ مسواک و خمیردندان را هم به خود ندیده اند. می گویم خبرنگار هستم و از آن ثانیه به بعد شروع …