داستان قدر قدرتهای مواد مخدر، نه آتقیهایی که در سریالهای تلویزیونی میدیدیم تا آیینه عبرتمان بشوند نه آنها که کارتل و مافیای موادمخدر بودند بلکه کسانی که کمترین رقم جابهجاییشان میلیارد است، شنیدنی و خواندنی است. سلاطین موادمخدر که در نهایت بعد از گذشت سالهای طولانی به دام افتادند و برای برخی حکم اعدام صادر و اجرا شد. نه سواد آنچنانی دارند و نه در ابتدا ثروت عجیب و غریبی؛ اما به قول خودشان میزنند در کار مواد و یک باره پولدار میشوند. حالا داستان مواد مخدر شکل و شمایل عجیبی به خود گرفته است. در میان ماده گل و قارچ و موادی احاطه شدهایم که جوانترها میگویند نترسید اعتیاد ندارد فقط سرخوش میشویم و حالا چطوری اثبات کنیم این سرخوشی به این راحتیها هم نیست، مغزت را درگیر میکند. این مواد از کجا میآید؟سلاطین واردکردن این مواد عجیب و غریب چه کسانی هستند؟ اصلا مافیاها چه شکلی هستند؟ عین سریالها؟ مثلا پابلو اسکوبار؟ یا مثلا مجلل سریال یاغی؟ با زندگیهای پر زرق و برق که هوش از سر میبرد. کم سن و سالهایی که یک باره پولدار شدهاند. اما در انتهای همه این زرق و برقها و بریز و بپاشها، اعتیاد است. آدمهایی است که سرشان خم شده، پولش هم به صاحبش چندان رحم نکرده است. داستان بزرگترین قاچاقچیان ایران را که بخوانید متوجه میشوید در پایان به دام میافتید و اعدام در انتظار است. دیگر باهوشتر از عیسی زمین گرفته، ملقب به تمساح خلیج فارس که اعتراف کرده بود در مدت ۲سال از مسیر مرزهای آبی توانسته بیش از ۴۰۰ تن موادمخدر وارد کشور کند، وجود ندارد. فعالیتهای او محدود به ایران نبوده و در کشورهای پاکستان و افغانستان نیز فعالیت داشته که همین موضوع باعث پیچیدگی پرونده او بود.همه اینها در سن خیلی کم رخ داد اما در نهایت دستگیر شد. یعنی داستان این کارتلها و مافیاها هم پایانی دارد. یک دوره کوتاه زرق و برق البته به بهای اعتیاد دیگران و بعد هم دستگیری و توقیف اموال و در نهایت مرگ.
در این گزارش داستان معروفترین قاچاقچیان مواد مخدر ایرانی را مینویسیم که در انتها همهشان با آن همه دبدبه و کبکبه به دام افتادند و یا زندان هستند یا اعدام شدند. از قصه قورباغه مکران تا حسین پنجک و چهار برادران.