نقد کتاب شب سراب؛ جدال دو روایت از یک عشق<!-- --> | طاقچه

نقد کتاب شب سراب؛ جدال دو روایت از یک عشق

مجله طاقچه

۱۲ دقیقه مطالعه

sharebookmark
نقد کتاب شب سراب؛ جدال دو روایت از یک عشق

به راحت نفسی، رنج پایدار مجوی

شب شراب نیرزد به بامداد خمار

سعدی شیرازی علیه‌الرحمه

«در قسمت اول کتاب شما با چشم محبوبه به رحیم نگاه می‌کنید، همه چیز را زیبا می‌بینید، چشمتان به روی نقاط ضعف رحیم بسته است. من دید محبوبه را از رحیم نشان می‌دهم؛ دید یک دختر خام و بی‌تجربه‌ی محدود را که خیلی در قید و بند نگه داشته شده. بعد شما با دید محبوبه چشمتان به واقعیت‌های شخصیت‌ رحیم باز می‌شود.» این جملات بخشی از مصاحبه‌ی فتانه حاج سیدجوادی، نویسنده‌ی رمان بامداد خمار است که در زمستان ۱۳۷۵ در مجله‌ی زنان با او صورت گرفته است. نشر البرز، بامداد خمار حاج سیدجوادی را در سال ۱۳۷۴ در دو هزار نسخه و با قیمت ۷۸۰ تومان به چاپ رساند. یک سال پس از آن، نویسنده‌ی دیگری با این هدف که صدای رحیم، شخصیت مرد داستان بامداد خمار، درست و به اندازه‌ی کافی شنیده نشده است و اکنون او می‌خواهد از این زاویه به ماجرای زندگی رحیم و محبوبه‌ی بامداد خمار بنگرد، رمانی با عنوان شب سراب می‌نویسد. در این یادداشت می‌خواهیم به هردو کتاب شب سراب و بامداد خمار بپردازیم و از جنبه‌های مختلف مقایسه‌ای بین آن‌ها انجام دهیم.

ماجرای کتاب شب سراب و بامداد خمار؛ از قصد انتشار تا شکایت نویسنده

وقتی در سال ۱۳۷۴ رمان بامداد خمار از سوی انتشارات البرز منتشر شد، چنان استقبالی از آن شد که در عرض یک‌سال در ۹ نوبت هشتادوشش‌هزار نسخه از آن چاپ شد. همین استقبال شاید یکی از انگیزه‌ها و دلایلی شد که یک سال بعد شخصی ناشناس با اسم مستعار ناهید ا. پژواک به این فکر بیفتد که با اقتباس و الهام از بامداد خمار روایت زندگی رحیم و محبوبه را این بار از سوی رحیم به تصویر بکشد و برای رمان خود عنوان شب سراب را برگزیند.

پیشنهاد خرید: کتاب شب سراب

فتانه حاج سیدجوادی …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۹like
like

اطلاعات چاپ

نوشتهٔ نقد کتاب شب سراب؛ جدال دو روایت از یک عشق به قلم آرزو شهبازی در وبلاگ طاقچه در پاییز ۱۴۰۴ منتشر شده است.