لی لینائو؛ دختر گمشده<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

لی لینائو؛ دختر گمشده

مجله چوک

۱۵ دقیقه مطالعه

sharebookmark

"لی لینائو" دختر مورد علاقه و فرزند محبوب یک شکارچی سرخپوست بود که همراه با همسر و دیگر فرزندانش در ساحل دریاچه‌ای در پائین دست منطقه‌ای رفیع و کوهستانی به نام "کوآنگ وادجو" زندگی می‌کرد.

"لی لینائو" از نخستین سال‌های زندگی خویش رفتاری بسیار متفکّرانه، اندیشمندانه و گوشه گیر داشت.

دخترک سرخپوست اغلب اوقات زندگی خویش را در خلوت و تنهائی می‌گذراند و به نظر می‌رسید که او همراهی با سایۀ خویش را بر حضور در جمع دیگران ترجیح می‌دهد.

هرگاه که دخترک فرصتی برای ترک خانۀ پدری به دست می‌آورد، فوراً به منطقۀ خلوت و دور افتاده‌ای در اعماق جنگلی که در همان حوالی بود، پناه می‌برد و اینکه به تنهائی بر روی صخرۀ بلند مُشرف بر دریاچه می نشست و به خیال پردازی مشغول می‌شد.

دخترک با حضور در چنین مکان هائی غالباً سرش را به طرف آسمان می‌گرفت و درحالیکه از هوای تازه استنشاق می‌کرد، به تفکّر و تأمل دربارۀ پدیده‌های اطرافش می‌پرداخت.

او به روح نگهبان افراد قبیله عاجزانه التماس می‌کرد که از اندوه و نگرانی درونی وی بکاهد و به او آرامش عطا نماید.

"لی لینائو" در ضمن تمامی این رفت و آمدها هیچگاه تا آن زمان قدم به داخل جنگل کاج‌های جوان که در آنسوی ساحل قرار داشت، نگذاشته بود ولیکن بسیار مایل بود که اوقات تنهائی خویش را پس از این در آنجا بگذراند.

مردمان سرخپوست بومی آن حوالی جنگل بزرگ کاج را "مانیتوواک" یا "جنگل مقدّس" می‌نامیدند.

آن‌ها عقیده داشتند که "مانیتوواک" مکانی قابل احترام است زیرا مردمان کوچولو و وحشی در آنجا پناه جسته‌اند و در خلوت خویش مشغول زندگی می‌باشند و هیچکس نباید مزاحم آنها گردد.

آن‌ها همچنین عقیده داشتند که ارواح انواع حیواناتی که افراد قبیله تا آن زمان شکار کرده‌اند، در آنجا حضور دارند.

بسیاری از …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۱۸۶ ماهنامه ادبیات داستانی چوک (بهمن ۱۴۰۴) منتشر شده است.