کشف ردّپاها<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

کشف ردّپاها

مجله عین

۵ دقیقه مطالعه

sharebookmark
تصویر یک مرد در حال واکس زدن

وقتی اسم کفش به میان می‌آید، اولین چیزی که به ذهنم می‌رسد، ماجرای گفت‌وگوی مولا امیرالمؤمنین با ابن‌عباس است، هنگامی که ایشان کفش‌هایشان را وصله می‌کردند. آن کفش‌ها نشان بی‌ارزشی دنیاست. اصولاً هر کفشی در ذهن‌ها، نماد بی‌ارزشی است؛ در شعر هم با همین دیدگاه، گاهی به کار رفته است. همین بیت معروف سنایی غزنوی، برای شاهد مثال کافی است:

آنکه او را بر سر حیدر همی خوانی امیر

کافرم، گر می‌تواند کفش قنبر داشتن!

تصویر یک مرد در حال واکس زدن

همین کفش، می‌تواند به هزاران شیوه دیگر، دنیا را به سخره بگیرد؛ مثلاً می‌تواند هرزه‌گردی‌های دنیاپرستان را به تمسخر بگیرد. حتماً شنیده یا خوانده‌ای که بعضی از شعرا از تنگی یا پارگی کفش‌ها مضمون‌ها ساخته‌اند؛ از جمله صائب تبریزی، که به هر قیمت خواسته به من و امثال من هشدار دهد عواقب هرزگردی‌ها را:

بخیه کفشم اگر دندان‌نما شد، عیب نیست

خنده‌ می‌آرد همی بر …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۷ و ۸ مجلهٔ عین (بهار و تابستان ۱۴۰۴) منتشر شده است.