ایوان بونین(۱۹۵۳-۱۸۷۰) نویسنده و شاعر معروف روس، در سال ۱۹۲۰ از روسیه مهاجرت کرد. او در دوران مهاجرتش، در فرانسه زندگی میکرد و در سال ۱۹۳۳ موفق به دریافت جایزۀ نوبل شد. عشق، یکی از اصلیترین موضوعات آثار او است و در دهۀ چهل، کتابی با نام «کوچههای تاریک» نوشت که از ۳۸ داستان تشکیل شده است و محور اصلی آن، موضوعات عاشقانه است. داستان «پاییز سرد » از این مجموعه انتخاب و در ماه می سال ۱۹۴۴ نوشته شده است.
***
پاییز سرد
در ماه ژوئن آن سال، او در خانۀ ما مهمان بود. همیشه، همچون عضوی از خانوادۀ خودمان بود. پدر مرحوم او، دوست و همسایۀ پدرم بود. ۱۵ ژوئن در سارایف، فردیناند را کشتند. صبح روز شانزدهم، روزنامه هایی را از پست آوردند. پدرم که روزنامۀ مسکو در دستانش بود، وارد اتاق غذا خوری شد، جایی که او، مادر و من، هنوز پشت میز نشسته بودیم و چای مینوشیدیم، و گفت:
- خب دوستان من، جنگ! در سارایف، ولیعهد اتریش کشته شده است و این به معنای شروع جنگ است. در روز پتروف، میهمانان زیادی در منزل ما گرد آمده بودند_جشن نامگذاری پدرم بودم_ و هنگام نهار او به عنوان نامزد من معرفی شد.
اما در ۱۹ جولای، آلمان علیه روسیه اعلام جنگ کرد!
در ماه سپتامبر، او برای یک شبانه روز به نزد ما آمد تا قبل از اعزام به جبهه، با ما خداحافظی کند. همه در آن موقع فکر میکردند که جنگ به زودی تمام میشود و عروسی ما تا بهار به تعویق افتاده است.
و اینگونه شب خداحافظی ما فرا رسید.
بعد از شام طبق معمول سماور را روشن کردیم. پدر پس از تماشای پنجرههای …