نفس‌های حوض | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

نفس‌های حوض

مجله چوک

۲ دقیقه مطالعه

sharebookmark

حوض آبیرنگ، آرام و سنگین نفس میکشید. قطره هایی که از دهان زنگ‌زدۀ فواره با بی میلی جدا میشدند و بر سطح خستۀ آب می افتادند، نه چنان که موج بسازند، نه آنقدر که سکوت را بشکنند. گویی حقیقتی پنهان، زیر پوشش این آرامش، نفس نفس میزد.

عطر سیبهای سرخ و پرتقالهای نارنجی که بی وزن در آب میچرخیدند، با بوی نمِ کاشیهای قدیمی آمیخته شده بود؛ …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۳like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۱۸۴ ماهنامه ادبیات داستانی چوک (آذر ۱۴۰۴) منتشر شده است.