
توی یکی از کمدهای خانه ما، یک طبقه وجود دارد، مخصوص لباسهایی که هیچ وقت پوشیده نمیشوند! لباسهای مردانه و اغلب با سبک اسپرت که بعد از مدتی تقدیم خیریه و کمیته امداد میشوند. این طبقه در واقع مخصوص لباسهایی است که مامان در نبود بابا برایش خریده تا بلکه کمی در سلیقه پوشاکش تنوع و تغییر ایجاد کند. چون بابا تقریباً هیچ لباسی را به جز کُت و شلوار به رسمیت نمیشناسد. همیشه همین ترکیب تَنَش است. کفشهای مجلسیِ رسمی، یک شلوار پارچهای، یک پیراهنِ اغلب راهدار و یک کُت که بیشتر اوقات تنَش است و البته گاهی هم روی دستش. اصلاً برایش فرقی ندارد مجلس رسمی باشد یا غیررسمی. هوا گرم باشد یا سرد. تقریباً همیشه همین ترکیب را، در طیف نسبتاً محدودی از رنگها میپوشد.
پيامبر خدا: كسى كه اطعام مىكند، روزى به او سريع تر از سرعت فرورفتن كارد در كوهان شتر، مىرسد.(المحاسن، ج۲، ص۱۴۷)
فکرش را بکنید... بابا حتی در مسافرت یک روزه آخر هفته به بیرون شهر هم با همین ترکیب حاضر میشود و حتی با همین ترکیب با بچهها فوتبال هم بازی میکند! البته با این تفاوت که در موقعیتهایی تا این حد غیررسمی، کُتش را در …