ایران به بهانه اکران دو فیلم سینمایی «پیرپسر» و «زن و بچه»
سینمای ایران، این آینۀ پرتناقض جامعۀ ایرانی، همواره در بازنمایی نیمی از پیکرۀ خود – زن – با چالشهایی عمیق و گاه دردناک دستبهگریبان بوده است. این چالشها، تنها محدود به ممیزی و ساختارهای رسمی نیست؛ ریشه در لایههای پیچیدۀ تاریخی، فرهنگی، اسطورهای و حتی ادبی دارد که تصویر "زن" را پیش و بیش از آنکه یک انسان کامل با تمامیت وجودیاش ببیند، در قالب نقشها، کارکردها، تابوها و اسطورهها محبوس کرده است. نمایش و بازنمایی زن در سینمای ایران، حوزهای پیچیده و چندلایه است که همواره در میان بسترهای فرهنگی، تاریخی و اجتماعی متنوع، تصویری متفاوت و پرتنش از زن به مخاطب ارائه کرده است. به بهانه اکران دو فیلم متفاوت و مهم «پیرپسر» اثر اکتای براهنی و «زن و بچه» ساخته سعید روستایی، فرصتی فراهم شده تا با اسطرلاب نقدی نقادانه، مؤلفهها، نقاط قوت و ضعف این آثار و همچنین تصویر زن را در بستر کلیتر سینمای ایران و بهویژه در بازتابهای ادبیات کهن ایرانی به بحث بنشینیم. اکران همزمان دو فیلمِ بهغایت متفاوت «پیرپسر» ساختۀ اکتای براهنی و «زن و بچه» ساختۀ سعید روستایی، فرصتی استثنایی و تقریباً دیالکتیکی پیش پای ما میگذارد تا از رهگذر نقد این دو اثرِ برجستۀ سال، بار دیگر و این بار با شدت و حدت بیشتر، به این پرسش کهن بپردازیم: زن ایرانی بر پردۀ سینما کیست؟
آیا اساساً میتوان از یک "تصویر" واحد سخن گفت؟ یا با هزاران تکۀ شکسته روبهروییم که هر کدام روایتی متفاوت، گاه متناقض، و اغلب ناکامل از این وجود پیچیده ارائه میدهند؟ این نوشتار، با عبور از نقد سطحی و توصیف صرف، در پی کالبدشکافی این دو اثر بهعنوان دو نمونۀ متقابل (و شاید مکمل در نقد) و سپس …