کوچهی روشن
آنگاه که کودتاگران سقیفه تصمیم گرفتند به خانه ولایت تهاجم کنند و فریبخوردگان نزدیک خانه حضرت علی گرد آمده و تسلیم توطئهها بودند، دختر رسول خدا الله از خانه بیرون آمد و در کنار در ورودی منزل ایستاد و خطاب به مردم کوچه و بازار فرمود:
لأعَهْدَ لي بِقَوْمٍ حَضَرُوا أَسْوَءَ تَحْضَراً مِنْكُمْ، تَرَكْتُمُ رَسُولَ اللَّه جنازَهً بَيْنَ أَيْدِينَا وَقَطَعْتُمْ أَمْرَكُمْ فيا بَيْنَكُمْ لَمْ تَسْتَأْمِرُونَا وَلَمْ تَرُدُّوا لَنا حَقًّا كَأَنَّكُمْ لَمْ تَعْلَمُوا ما قَالَ يَوْمَ غَدِيرِخُمْ، وَاللَّهِ لَقَدْ عَقَدَ لَهُ عَلى يَوْمَئِذٍ الوَلَاءَ لِيَقْطَعَ مِنْكُمْ بِذَالِكَ مِنْهَا الرَّجاءَ، وَلَكِنَّكُمْ قَطَعْتُم الْأَسْبَابَ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ نَبِيِّكُمْ وَاللَّهُ حَسِيبٌ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ في الدُّنْيا وَالآخِرَهِ.[۱]
من ملتی را مثل شما نمیشناسم که اینگونه عهدشکن و بدبرخورد باشند، جنازه رسول خدا را بر روی دست ما گذاشته و رها کردید و عهد و پیمانهای میانتان را بریدید و فراموش کردید و ولایت و رهبری امام علی و ما اهلبیت را انکار کردید و حق مسلم ما را باز …