
پرندهها روی درخت سیب خانه عمه مرضی، مشغول بازی بودند اما صدایشان در شلوغپلوغی صداهای مختلف گم بود. فقط وقتی سکوت بود، صدای بازی و این شاخه آن شاخه پریدن آنها به گوش میرسید. گوشهای ما هم عادت کرده بود، انگار بخشی از صدای عادی طبیعت است که نباید هیچگاه کم و گم شود. اما وقتی مهمان ناخواندهای بر آنها وارد میشد، زود جمعشان شلوغ میشد و بعد از مدتی، یا آن مهمان میرفت یا به تفاهم مدنی(!) با جمع آنها میرسید. حتی این تفاهم برای اهل خانه عمه هم، آشکار شده بود، لذا اگر صدای بلند شده، کم نمیشد، زود یکی …