گفت‌وگوی بین‌الادیانی در تاکسی<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

گفت‌وگوی بین‌الادیانی در تاکسی

مجله عین

۷ دقیقه مطالعه

sharebookmark

دوشنبه شب بود و از جلسه حلقه شعر فرات به دانشگاه امام صادق می‌رفتم، با یک راننده اسنپ همراه شدم، که گفتار و رفتارش خیلی عجیب و غریب بود. اولین رفتار شگفت‌انگیزش این بود که گفت کارت به کارت نکنید! چون برای بیت‌المال است... بنابراین پول را همین الان آنلاین واریز کنید!

1

عکاس : رضا نجف‌لو

از حرفش تعجب کردم، با خودم گفتم عجب مسلمانی! چقدر هوای بیت‌المال و حق‌الناس را دارد... به چهره‌اش که نگاه کردم؛ اندکی به خلافکارها می‌خورد، تا مسلمانی واقعی و این همه اهل پرهیز! از آن جنوبی‌های خون‌گرم بود که با هیجان و صدای زمخت و پرشور و گاهی خشن و پر از لحن تأکید، صحبت می‌کنند! انگار دنبال گوش‌های بیکار می‌گشت که برای آنها حرف بزند و در همان اولین فرصت، بهانه برای حرف زدنش پیدا شد...

آقا سجاد، دانشجوی دانشگاه و انیس و همراه دوست داشتنی‌ام، بر حسب ادب ذاتی‌اش نمی‌دانم چطور شد که از آقای راننده عذرخواهی کرد و همین عذرخواهی به‌جا و از نظر آقای راننده نامتعارف و حتی گناه کبیره، سوژه به دست راننده داد تا کلی برای ما منبر برود. در آن ۴۰ دقیقه‌ای که در اسنپ بودیم، در لابه‌لای نصیحت خردمندانه‌اش که «ببخشید» را فقط باید به خدا گفت، هزار و یک چیز درباره او متوجه شدیم؛ اینکه یک جوان زرتشتی است، به آیین پدرش؛ اما مادرش شیعه ۱۲ امامی است! راستی چگونه می‌شود مرد و زن با دو دین متفاوت که یکی از آنها در شمار ادیان …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ پنجم، مجله مطالعات آیینی عین، (پاییز ۱۴۰۳) منتشر شده است.