ماجرای یک دعوای خیابانی<!-- --> | طاقچه

ماجرای یک دعوای خیابانی

مجله عین

۵ دقیقه مطالعه

sharebookmark
ماجرای یک دعوای خیابانی

دعوا‌های خیابانی معمولاً با فحش شروع می‌شوند! البته ممکن است قبل از مرحله‌ی فحش، همه‌چیز با یک بوق ممتد هم آغاز شود. یا حتی ممکن است شما معتقد باشید که اصلِ شروعِ دعوا از آن جایی است که یکی از طرفین ماجرا مرتکب یک خطای فاحش در رانندگی شده است. اما من هنوز معتقدم شروعِ یک دعوای خیابانی درست و حسابی با «فحش» است.

در واقع مراحل قبلی، صرفاً مقدماتی هستند که از قضا در اکثر موارد هم به دعوا ختم نمی‌شوند. مثلاً ما روزانه ده‌ها و بلکه صد‌ها بار برای هم‌دیگر بوق می‌زنیم که بخش قابل توجهی از این تعداد هم مربوط به بوق‌های ممتد است. اما آیا به همین تعداد هم دعوا می‌کنیم؟ مشخصاً خیر! بسیاری از این بوق‌های ممتد با یک بوق دیگر یا نهایتاً یک فحش زیرلبی یا حتی کمی فشار دادن پدال گاز از روی عصبانیت، حل می‌شوند. خطاهای رانندگی را هم که همه‌مان کم و بیش داریم و طبیعتاً تعداد دفعات مواجهه‌‎مان …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۳like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ پنجم، مجله مطالعات آیینی عین، (پاییز ۱۴۰۳) منتشر شده است.