تموم نمیشه<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

تموم نمیشه

مجله عین

۴ دقیقه مطالعه

sharebookmark
تموم نمیشه

هدیه به پدرانگی استادانم، آقایان صالحی و عاشوری

«هیچ‌چیز هیچ‌وقت کامل تموم نمی‌شه. هست. همیشه هست.»

(دیالوگی از فیلم جهان با من برقص)

شروعِ ‌هیأت رفتن برای من مثل بیشتر ایرانی‌ها، آغاز روشنی ندارد. از وقتی یادم می‌آید، محرم‌ها در دسته زنجیرزنی بودم. قبل‌ترش هم یادم نمی‌آید که در آغوش مادرم پای چه روضه‌هایی نشسته‌ام. مادرم وقتی من را بغل گرفته، نمی‌دانم چقدر برای علی اصغر گریه کرده. اما من اولین خاطره‌هایی که یادم می‌آید، توی دسته زنجیرزنی است. در روستای ما چیز دیگری نبود. بزرگتر‌ها می‌ایستادند جلوی دسته، و بچه‌ها در ادامه به ترتیب سن و قد. من هم آن آخر‌ها، مثل خرده‌های تسبیح پاره‌شده، لای بچه‌ها می‌چرخیدم و زنجیر می‌زدم. …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ چهارم، مجله مطالعات آیینی عین، (تابستان۱۴۰۳) منتشر شده است.