اثر بد<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

اثر بد

مجله عین

۵ دقیقه مطالعه

sharebookmark
اثر بد

از در بیرون می‌آیم، رو می‌کنم سمت ضریح، دست می‌گذارم روی سینه و کمی خم می‌شوم:

السلام علیک یا بنت رسول‌الله و رحمه الله و برکاته.

آرام می‌روم سمت کفشداری، سلام و خداقوت و شماره‌ای که می‌‎دهم و کفشی که می‌گیرم و چند قدم در صحن پیش نرفته‌ام که همسر و بچه‌هایم را می‌بینم، نشسته‌اند روی قالی‌های پهن شده وسط صحن و مشغول بازی هستند. یکی‌شان زودتر من را می‌بیند و می‌گوید:

آخ‌جون! مامان!

و می‌دود سمت من! چهارنفری خودشان را می‌اندازند در آغوشم. خم‌ می‌شوم و می‌بوسمشان. چند قدم مانده تا کنار همسرجان دستم را می‌کشند! می‌نشینم و کمی تعریف‌ها را می‌شنوم. بچه‌ها گفته بودند به‌جای رفتن کنار ضریح در حیاط بمانیم و ما هم به‌نوبت رفتیم زیارت و آمدیم تا بچه‌ها لذت حرم را به سبک خودشان ببرند و ما به سبک خودمان! قرار می‌شود در حرم بمانند و من بروم برایشان …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ چهارم، مجله مطالعات آیینی عین، (تابستان۱۴۰۳) منتشر شده است.