توشه ابهام<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

توشه ابهام

مجله عین

۳ دقیقه مطالعه

sharebookmark
توشه ابهام

شبیه خانه‌ای متروک و ویران وسط بیابان، تمام خاطراتم را فراموش کرده‌ام. شبیه مرثیه‌ای هستم که معلوم نیست نخستین بار در سوگ کدام جوانمرد سروده شده است. شبیه ابری پاییزی که نمی‌دانم چرا، اما یکریز هوای گریه آرام و نم‌نم دارم.

شبیه آتش ترک شده‌ای هستم که دیگر قلندری به آن هیزمی اضافه نمی‌کند و نیازش ندارد، ولی او هنوز شب بلندی در پیش دارد. شبیه گریه آتش، زیر خاکسترهایش هستم.

شبیه مسافری هستم که در فرودگاه نشسته، اما یادش نمی‌آید قرار بود …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ سوم، مجله مطالعات آیینی عین، (بهار۱۴۰۳) منتشر شده است.